هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به زیبایی‌های عشق و دیدن معشوق در بامداد اشاره می‌کند. شاعر از سعادت و اقبالی که با دیدن یار به دست می‌آید سخن می‌گوید و از حالات روحی و عرفانی خود در این مسیر صحبت می‌کند. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که انسان را از عقل و کارهای دنیوی دور می‌کند و به سوی تجلی و روشنایی می‌برد. شاعر همچنین از جنون عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن می‌گوید و از دیگران می‌خواهد که حال او را درک کنند و از او سوال نپرسند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۱۴۱ - ز بامداد چه دشمن کش است دیدن یار

زِ بامْداد چه دُشمن کُش است دیدنِ یار
بِشارَتی‌‌ست زِ عُمرِ عَزیزْ رویِ نِگار ۱

زِ خوابْ بَرجَهی و رویِ یار را بینی
زِهی سعادت و اِقْبال و دولَتِ بیدار ۲

هَمو گُشایَد کار و هَمو بگوید شُکر
چُنان بُوَد که گُلی رُست‌ بی‌قَرینه خار ۳

چو دستْ بر تو نَهَد یار و گویَدَت بَرخیز
زِهی قیامَت و جَنّات ِو تَحْتَهَا الاَنْهار ۴

بِگو به موسیِ عِمْران که شُد همه دیده
که نَعْره اَرَنی خیزَد از دَم دیدار ۵

برایِ مَغْلَطه می‌دید و دیدَنَش می‌جُست
زِهی مَقامِ تَجَلّیّ و آفتابْ مَدار ۶

زِ بامْداد چو اَفْیونِ فَضْلِ او خوریم
بُرون شُدیم زِ عقل و بَرآمدیم زِ کار ۷

بِبین تو حالِ مرا و مرا زِ حالْ مَپُرس
چو عقلِ اندک داری بُرو مَگو بسیار ۸

بُرو مَگویْ جُنون را زِ کوره مَعْقولات
که صد دَریغ که دیوانه گشته‌‌یی یکبار ۹

مرا دَرین شبِ دولَت زِ جُفت و طاق مَپُرس
که باده جُفْتِ دِماغ است و یارْ جُفْتِ کِنار ۱۰

مرا مَپُرس عزیزا که چند می‌گَردی؟
که هیچ نُقْطه نَپُرسَد زِ گَردشِ پَرگار ۱۱

غُبار و گَرد مَیَنْگیز در رَهِ یاری
که او به حُسنْ زِ دریا بَرآوَرید غُبار ۱۲

مَنِه تو بر سَرِ زانو سَرِ خود ای صوفی
کَزین تو پِیْ نَبَری گَر فرورَوی بسیار ۱۳

چو هیچ کوهِ اُحُد بَرنَیامَد از بُن و بیخ
چه دست درزده‌‌یی در کَمَرگَهِ کُهْسار؟ ۱۴

در آن زمان که عَسَل‌های فقر می‌لیسیم
به چَشمِ ما مگسی می‌شود سِپَه سالار ۱۵

چه ایمِن است دِهَم از خَراج و نَعلْ بَها؟
چو نَعْلِ ماست در آتش زِ عشقِ تیزشَرار ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۰ - بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۲ - درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.