هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که مخاطب را به دیدن زیباییهای جهان و عشق الهی دعوت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد به جای توجه به ظواهر فانی، به حقیقت و زیباییهای معنوی بنگرد و از عشق و وصال الهی لذت ببرد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند گذر زمان، فناپذیری دنیا و لزوم توجه به معنویات دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و گذر زمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۱۴۳ - تو شاخ خشک چرایی؟ به روی یار نگر
تو شاخِ خُشک چرایی؟ به رویِ یار نِگَر
تو بَرگِ زَرد چرایی؟ به نوبَهار نِگَر ۱
دَرآ به حَلْقه رِنْدان که مَصْلَحَت این است
شراب و شاهِد و ساقیِّ بیشُمار نِگَر ۲
بِدان که عشقْ جهانیست بیقَرار دَرو
هزار عاشقِ بیجان و بیقَرار نِگَر ۳
چو دَررَسی تو بِدان شَهْ که نامِ او نَبَرَم
به حَقِّ شاهیِ آن شَهْ که شاهْ وار نِگَر ۴
چو دیده سُرمه کَشی باز رو از این سو کُن
بدین جهانِ پُر از دود و پُرغُبار نِگَر ۵
هزار دودِ مُرکَّب که چیست؟ این فَلَک است
غُبارِ رَنگ بَرآرَد که سَبزه زار نِگَر ۶
نِگَه مَکُن تو به خورشید چون که دَرتابَد
به گاهِ شامْ ورا زَرد و شَرمسار نِگَر ۷
چو ماه نیز به دَرْیوزه پُر کُند زَنْبیل
زِ بَعدِ پانزده روزَش تو خوار و زار نِگَر ۸
بیا به بَحرِ مَلاحَت به سویِ کانِ وِصال
بِدان دو غَمْزه مَخْمورِ یارِ غار نِگَر ۹
چو روحِ قُدس بِبوسید نَعْلِ مَرکَبِ او
زِ نَعلْ نَعْره بَرآمَد که حال و کار نِگَر ۱۰
اگر نه عَفو کُند حِلْمِ شَمسِ تبریزی
تو روح را زِ چُنین یارْ شَرمسار نِگَر ۱۱
تو بَرگِ زَرد چرایی؟ به نوبَهار نِگَر ۱
دَرآ به حَلْقه رِنْدان که مَصْلَحَت این است
شراب و شاهِد و ساقیِّ بیشُمار نِگَر ۲
بِدان که عشقْ جهانیست بیقَرار دَرو
هزار عاشقِ بیجان و بیقَرار نِگَر ۳
چو دَررَسی تو بِدان شَهْ که نامِ او نَبَرَم
به حَقِّ شاهیِ آن شَهْ که شاهْ وار نِگَر ۴
چو دیده سُرمه کَشی باز رو از این سو کُن
بدین جهانِ پُر از دود و پُرغُبار نِگَر ۵
هزار دودِ مُرکَّب که چیست؟ این فَلَک است
غُبارِ رَنگ بَرآرَد که سَبزه زار نِگَر ۶
نِگَه مَکُن تو به خورشید چون که دَرتابَد
به گاهِ شامْ ورا زَرد و شَرمسار نِگَر ۷
چو ماه نیز به دَرْیوزه پُر کُند زَنْبیل
زِ بَعدِ پانزده روزَش تو خوار و زار نِگَر ۸
بیا به بَحرِ مَلاحَت به سویِ کانِ وِصال
بِدان دو غَمْزه مَخْمورِ یارِ غار نِگَر ۹
چو روحِ قُدس بِبوسید نَعْلِ مَرکَبِ او
زِ نَعلْ نَعْره بَرآمَد که حال و کار نِگَر ۱۰
اگر نه عَفو کُند حِلْمِ شَمسِ تبریزی
تو روح را زِ چُنین یارْ شَرمسار نِگَر ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۲ - درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۴ - ندا رسید به جانها ز خسرو منصور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.