هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که تنها وصال معشوق میتواند درمان این درد باشد. شاعر از تب عشق، انتظار وصل و رنج فراق مینالد و در نهایت به عشق الهی اشاره میکند که از طریق عشق به معشوق زمینی قابل دستیابی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد.
غزل ۳۸۰ - زحمت مکش طبیب که این تب نمیرود
زحمت مکش طبیب که این تب نمیرود
بی شربت بنفشهٔ آن لب نمیرود ۱
تا بی ز مهر در دلم آنمه فکنده است
تا تاب او ز دل نرود تب نمیرود ۲
بیمار عشق به نشود جز به وصل دوست
این درد دل بناله یا رب نمیرود ۳
تا چند در فراق برم انتظار وصل
آن روز خود نیامد و این شب نمیرود ۴
بار فراق چند تواند کشید دل
این جان سخت بین که ز قالب نمیرود ۵
ساقی بیا و لب به لبم نه که این خمار
از سر بغیر جام لبالب نمیرود ۶
عشق بتان وسیله عشق خداست لیک
فیض از وسیله جانب مطلب نمیرود ۷
بی شربت بنفشهٔ آن لب نمیرود ۱
تا بی ز مهر در دلم آنمه فکنده است
تا تاب او ز دل نرود تب نمیرود ۲
بیمار عشق به نشود جز به وصل دوست
این درد دل بناله یا رب نمیرود ۳
تا چند در فراق برم انتظار وصل
آن روز خود نیامد و این شب نمیرود ۴
بار فراق چند تواند کشید دل
این جان سخت بین که ز قالب نمیرود ۵
ساقی بیا و لب به لبم نه که این خمار
از سر بغیر جام لبالب نمیرود ۶
عشق بتان وسیله عشق خداست لیک
فیض از وسیله جانب مطلب نمیرود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۹ - زنده دل از چه رو بدن عالم نور میرود
گوهر بعدی:غزل ۳۸۱ - اگر سوی شام ار بری میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.