هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق، فداکاری، و معرفت میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق حقیقی با تلاش و فداکاری به دست میآید و لذت واقعی در شناخت و بیغافلی از معشوق است. همچنین، تأکید میشود که رنجهای زندگی اجتنابناپذیر هستند و عقل و علم بدون عشق ناقص است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۴۰۰ - ای دل مخواه کام که حاصل نمیشود
ای دل مخواه کام که حاصل نمیشود
حق از برای کام تو باطل نمیشود ۱
لذت شناس نیست که از دوست غافلست
لذت کسی شناخت که غافل نمیشود ۲
تا جا گرفته عشق تو در سینه یک نفس
از دل خیال روی تو زایل نمی شود ۳
زنده است انکه در ره تو می شود شهید
مرده است آنکه بهر تو بسمل نمیشود ۴
رو دل بدست آر بسعی از گداز تن
تن در گذار تا ندهی دل نمی شود ۵
تن گردهی بآنچه نوشته است در ازل
رنجی که میرسد به تو باطل نمیشود ۶
عاقل اگر به عشق دهد دل میسر است
عاشق ولی بموعظه عاقل نمی شود ۷
جاهل اگر رود زپی علم می شود
عالم محقق است که جاهل نمی شود ۸
ای فیض راه میکده عشق بیش گیر
دل بی طواف میکده کامل نمیشود ۹
حق از برای کام تو باطل نمیشود ۱
لذت شناس نیست که از دوست غافلست
لذت کسی شناخت که غافل نمیشود ۲
تا جا گرفته عشق تو در سینه یک نفس
از دل خیال روی تو زایل نمی شود ۳
زنده است انکه در ره تو می شود شهید
مرده است آنکه بهر تو بسمل نمیشود ۴
رو دل بدست آر بسعی از گداز تن
تن در گذار تا ندهی دل نمی شود ۵
تن گردهی بآنچه نوشته است در ازل
رنجی که میرسد به تو باطل نمیشود ۶
عاقل اگر به عشق دهد دل میسر است
عاشق ولی بموعظه عاقل نمی شود ۷
جاهل اگر رود زپی علم می شود
عالم محقق است که جاهل نمی شود ۸
ای فیض راه میکده عشق بیش گیر
دل بی طواف میکده کامل نمیشود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۹ - بیدل و جان بسر شود بیتو بسر نمیشود
گوهر بعدی:غزل ۴۰۱ - دل گر غمین شود شده باشد چه میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.