هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و رنجهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق نیازمند شجاعت، فداکاری، ریاضت و تحمل خطرات است. او تأکید میکند که عشق تنها برای افراد خاصی مناسب است و نیازمند روحیهای قوی و آماده برای پذیرش درد و رنج است. همچنین، متن به مفاهیمی مانند آگاهی، راهنمایی و نیاز به یک مرشد معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیازمند بلوغ فکری و تجربهی زندگی است. همچنین، برخی از مضامین مانند ریاضت و خطرات عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴۱۶ - عاشقی را جگری میباید
عاشقی را جگری میباید
احتمال خطری میباید ۱
نتوان رفت در این ره با پای
عشق را بال و پری میباید ۲
گریهٔ نیم شبی در کار است
دود آه سحری میباید ۳
دیده را آب ده از آتش دل
عشق را چشم تری میباید ۴
نبری پی سوی بینام و نشان
خبری یا اثری میباید ۵
از تو تا اوست رهی بس خونخوار
راه رو را جگری میباید ۶
تو نهٔ مرد چنین دریائی
رند شوریده سری میباید ۷
بر تنت بار ریاضت کم نه
روح را لاشه خری میباید ۸
دست در دامن آگاهی زن
سوی او راهبری میباید ۹
نتوانی تو بخود پی بردن
مرد صاحب نظری میباید ۱۰
چشم و گوش تو بشرک آلوده است
چشم و گوش دگری میباید ۱۱
هست هر قافله را سالاری
هر کجا باست سری میباید ۱۲
ناز پرورد کجا عشق کجا
عشق را شور و شری میباید ۱۳
چون مگس چند زند بر سر دست
فیض را لب شکری میباید ۱۴
عاقبت نخل امید ما را
از وصال تو بری میباید ۱۵
احتمال خطری میباید ۱
نتوان رفت در این ره با پای
عشق را بال و پری میباید ۲
گریهٔ نیم شبی در کار است
دود آه سحری میباید ۳
دیده را آب ده از آتش دل
عشق را چشم تری میباید ۴
نبری پی سوی بینام و نشان
خبری یا اثری میباید ۵
از تو تا اوست رهی بس خونخوار
راه رو را جگری میباید ۶
تو نهٔ مرد چنین دریائی
رند شوریده سری میباید ۷
بر تنت بار ریاضت کم نه
روح را لاشه خری میباید ۸
دست در دامن آگاهی زن
سوی او راهبری میباید ۹
نتوانی تو بخود پی بردن
مرد صاحب نظری میباید ۱۰
چشم و گوش تو بشرک آلوده است
چشم و گوش دگری میباید ۱۱
هست هر قافله را سالاری
هر کجا باست سری میباید ۱۲
ناز پرورد کجا عشق کجا
عشق را شور و شری میباید ۱۳
چون مگس چند زند بر سر دست
فیض را لب شکری میباید ۱۴
عاقبت نخل امید ما را
از وصال تو بری میباید ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۵ - جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
گوهر بعدی:غزل ۴۱۷ - هر دل که عشق ورزد از ما و من برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.