هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق شدید و تأثیر عمیق آن بر روح و جان سخن میگوید. شاعر از سوزش عشق، فنا شدن در راه معشوق، و نوشیدن جام عشق با تمام رنجهایش میگوید. همچنین، اشارهای به صبر، فداکاری، و رسیدن به حقیقت از طریق عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۲۷ - در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
سلطان صبر رخت به ملک عدم کشید ۱
مهرش چو جای کرد در اوراق خاطرم
بر حرفهای غیر یکایک قلم کشید ۲
دل را که بود طایر قدسی بریخت خون
شوخی نگر که تیغ بصید حرم کشید ۳
شد زنده سر که در قدم دوست خاک شد
جان مرد چون ز درگه جانان قدم کشید ۴
در بزم عشق هرکه به عیش و طرب نشست
بس جرعها ز خون جگر دم بدم کشید ۵
گرچه بسی کشید دلم از شراب عشق
از جام بود خم و سبو بحر کم کشید ۶
ز نهار فیض دست مدار از شراب عشق
تا آنزمان که بحر توانی بدم کشید ۷
سلطان صبر رخت به ملک عدم کشید ۱
مهرش چو جای کرد در اوراق خاطرم
بر حرفهای غیر یکایک قلم کشید ۲
دل را که بود طایر قدسی بریخت خون
شوخی نگر که تیغ بصید حرم کشید ۳
شد زنده سر که در قدم دوست خاک شد
جان مرد چون ز درگه جانان قدم کشید ۴
در بزم عشق هرکه به عیش و طرب نشست
بس جرعها ز خون جگر دم بدم کشید ۵
گرچه بسی کشید دلم از شراب عشق
از جام بود خم و سبو بحر کم کشید ۶
ز نهار فیض دست مدار از شراب عشق
تا آنزمان که بحر توانی بدم کشید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۶ - سوخت هرچند دل بجان نرسید
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸ - دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.