هوش مصنوعی: این متن یک شعر عرفانی و مذهبی است که در آن شاعر از ضعف و درماندگی خود در برابر مشکلات دنیوی سخن می‌گوید و از خداوند یا معصومین (ع) درخواست کمک و یاری می‌کند. او به دام دنیا افتاده و احساس ناتوانی می‌کند، اما امیدوار است که با لطف الهی نجات یابد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۵۸ - میبرد دل را هوا دستم تو گیر

میبرد دل را هوا دستم تو گیر
پای می‌لغزد ز جا دستم تو گیر ۱

پای دل در دام دنیا بند شد
اوفتادم در بلا دستم تو گیر ۲

روز روشن در ره افتادم به چاه
کور گشتم از قضا دستم تو گیر ۳

در ره عصیان بسر گشتم بسی
تا که افتادم ز پا دستم تو گیر ۴

کار چون از دست شد آگه شدم
سر نهادم مر ترا دستم تو گیر ۵

آمدم بر درگهت ای کان لطف
ناتوان گشتم بیا دستم تو گیر ۶

بیکس و بیچاره و درمانده‌ام
عاجز و بی‌دست و پا دستم تو گیر ۷

دست و پائی میزدم تا پای بود
چونکه پایم شد ز جا دستم تو گیر ۸

چون تو دل را سر بصحرا دادهٔ
هم تو خود راهش نما دستم تو گیر ۹

چنگ در لطفت زنم هر دم مباد
کردم از وصلت جدا دستم تو گیر ۱۰

فیض را بیگانگان افکنده‌اند
ای رحیم آشنا دستم تو گیر ۱۱

بر سر خاک رهت افتاده خار
یا معز الاولیا دستم تو گیر ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۷ - تجلی حسنه من معدن النور
گوهر بعدی:غزل ۴۵۹ - ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.