هوش مصنوعی: این متن به سفر روحانی و معنوی انسان می‌پردازد که از عالم قدس به دنیای مادی می‌آید و درگیر تاریکی‌ها و حیرانی‌های وجودی می‌شود. برخی در دام طبیعت یا هوای نفس گرفتار می‌شوند، برخی دیگر به عقل یا عالم بالا می‌رسند، و برخی نیز در کشمکش اضداد و تشویش باقی می‌مانند. این شعر حالات مختلف انسان در مسیر کشف حقیقت و معنویت را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث معنوی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

غزل ۴۸۹ - چو جان ز قدس سرازیر گشت با دلریش

چو جان ز قدس سرازیر گشت با دلریش
که تا سفر کند از خویشتن بخود در خویش ۱

فتاد در ظلمات ثلاث و حیران شد
نه راه پیش نه پس داشت ماند در تشویش ۲

ز حادثات و نوایب به بر و بحر افتاد
بلند و پست بسی آمده بره در پیش ۳

هم از مقام و هم از خویشتن فرامش کرد
فتاد در ظلمات حجاب مذهب و کیش ۴

یکی بچاه طبیعت فرو شد آنجا ماند
یکی اسیر هوا گشت و شد محال اندیش ۵

بلاف کرد گهی دعوی الو هیت
گهی گزاف سخن گفت از حد خود بیش ۶

یکی بعالم عقل آمد و مجرّد شد
یکی باوج علا شد بآشیانه خویش ۷

یکی چو فیض میان کشاکش اضداد
اسیر بی دل و بیچاره ماند در تشویش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۸ - بتی از دور اگر بینی مرو پیش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰ - ای که میجوئی برون از خویشتن دلدار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.