هوش مصنوعی:
این متن به انتقاد از دنیاپرستی و غفلت از معنویات میپردازد. شاعر افرادی را که به رسوم دنیوی مشغولاند و از درد دل مینوشند، مسخره میکند و آنها را به الاغ تشبیه مینماید. همچنین، هشدار میدهد که دلبستگی به دنیا و اموال، انسان را از دینداری دور میسازد و مرگ بهصورت ناگهانی فرا میرسد. در پایان، شاعر توصیه میکند که به جای موعظه ابلهان، به کار خود بپردازیم و از دنیا فاصله بگیریم.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم انتقادی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی تشبیهات مانند «او الاغ است» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۵۱۶ - هرکه جا داد او رسوم اهل دنیا در دماغ
هرکه جا داد او رسوم اهل دنیا در دماغ
از شراب خون دل هر دم کشد چندین ایاغ ۱
آنکه بار ننگ و عار ابلهان گیرد بدوش
او الاغ است او الاغ است او الاغ است او الاغ ۲
دل چو پر شد از غم دنیا نماند جای دین
شغل دنیا کی گذارد بهر دینداری دماغ ۳
در کمین عمر بنشسته است دزدی هر طرف
از زن و فرزند و مال و خانه و دکان و باغ ۴
آنزمان آگه شود کز عمر ماند یکنفس
بر زبان واحسرتا و بر دل و جان درد و داغ ۵
پیر شد آن بوالهوس گوید جوانم من هنوز
کار خواهم کرد زیر پس عمر بگذارد بلاغ ۶
ریش مردک شد سفید و ماند از آن ده موسیه
گوید او هست این دو رنگ از ریش خود گیرد کلاغ ۷
ابلهانرا واعظی کردن نه کار تست فیض
کار خود نیکو کن و می دار از عالم فراغ ۸
از شراب خون دل هر دم کشد چندین ایاغ ۱
آنکه بار ننگ و عار ابلهان گیرد بدوش
او الاغ است او الاغ است او الاغ است او الاغ ۲
دل چو پر شد از غم دنیا نماند جای دین
شغل دنیا کی گذارد بهر دینداری دماغ ۳
در کمین عمر بنشسته است دزدی هر طرف
از زن و فرزند و مال و خانه و دکان و باغ ۴
آنزمان آگه شود کز عمر ماند یکنفس
بر زبان واحسرتا و بر دل و جان درد و داغ ۵
پیر شد آن بوالهوس گوید جوانم من هنوز
کار خواهم کرد زیر پس عمر بگذارد بلاغ ۶
ریش مردک شد سفید و ماند از آن ده موسیه
گوید او هست این دو رنگ از ریش خود گیرد کلاغ ۷
ابلهانرا واعظی کردن نه کار تست فیض
کار خود نیکو کن و می دار از عالم فراغ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۵ - عشق بر اکوان محیطست و وسیع
گوهر بعدی:غزل ۵۱۷ - جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.