هوش مصنوعی: این متن بیانگر نگرش عرفانی و انتقادی به روابط اجتماعی و وابستگی به خلق است. شاعر ترجیح می‌دهد به جای وابستگی به مردم و رضایت آن‌ها، به خداوند تکیه کند و رنج‌های الهی را بر نعمت‌های دنیوی ترجیح دهد. او از فریب‌کاری‌های مردم و دام‌های آن‌ها می‌گوید و هشدار می‌دهد که پیروی از خلق ممکن است به گمراهی بینجامد. در نهایت، شاعر معتقد است که جفای خلق می‌تواند راهی برای شناخت حق باشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در متن برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم دقیق این مضامین دچار مشکل شوند.

غزل ۵۴۱ - درد دل مرا نکند به دوای خلق

درد دل مرا نکند به دوای خلق
بیماری خدای بهست از شفای خلق ۱

رنج از خداست راحت و راحت ز خلق رنج
قربان یک بلای خدا صد عطای خلق ۲

صحرا و کوه خوشترم آید ز شهر و ده
صد ره صدای کوه بهست از ندای خلق ۳

هر یک ترا بدام بلای دگر کشد
ای چشم بسته روی مکن در قفای خلق ۴

گویند خلق راه حق ایسنت زینهار
مشنو مرد بسوی جهنم بپای خلق ۵

میکن حذر ز پیروی دیو سیرتان
زنهار سیلی نخوری ز ابتلای خلق ۶

بار گرانشان بدل و جان به و برو
میکش برای حق دو سه روزی بلای خلق ۷

آزار خلق روی دلت سوی حق کند
راهیست سوی معرفت حق جفای خلق ۸

دانی تو فیض آنکه نیاید ز خلق هیچ
بگذر ز گفتگوی ملالت فزای خلق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۰ - بوی گلزار هوست قصه عشق
گوهر بعدی:غزل ۵۴۲ - عاشق که بود غلام معشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.