هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عشق و وابستگی کامل عاشق به معشوق سخن میگوید. عاشق در این متن، خود را فراموش کرده و تمام وجودش را وقف معشوق نموده است. او از دنیای مادی رسته و تنها به معشوق میاندیشد. مستی او نه از شراب، که از جام معشوق است و هر گامش را در راه معشوق برمیدارد. عاشق در این مسیر، نام و نشان خود را گم کرده و به معشوق پیوسته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در این شعر برای درک و تجربهی مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۵۴۲ - عاشق که بود غلام معشوق
عاشق که بود غلام معشوق
سرمست علیالدوام معشوق ۱
از خویشتنش خبر نباشد
دایم مست مدام معشوق ۲
مستی نکند ز آب انگور
مستیش همه ز جام معشوق ۳
برخواسته از سر دو عالم
پابنده شده بدام معشوق ۴
از کام و هوای خویش رسته
کامش همه گشته کام معشوق ۵
گامی ننهاده هیچ جائی
جز بر آثار گام معشوق ۶
گم کرده نشان و نام خود را
گشته است نشان بنام معشوق ۷
وحشی صفت از جهان رمیده
وز جان و دلست رام معشوق ۸
گوش هر قوم با سروشی است
گوش فیض و پیام معشوق ۹
سرمست علیالدوام معشوق ۱
از خویشتنش خبر نباشد
دایم مست مدام معشوق ۲
مستی نکند ز آب انگور
مستیش همه ز جام معشوق ۳
برخواسته از سر دو عالم
پابنده شده بدام معشوق ۴
از کام و هوای خویش رسته
کامش همه گشته کام معشوق ۵
گامی ننهاده هیچ جائی
جز بر آثار گام معشوق ۶
گم کرده نشان و نام خود را
گشته است نشان بنام معشوق ۷
وحشی صفت از جهان رمیده
وز جان و دلست رام معشوق ۸
گوش هر قوم با سروشی است
گوش فیض و پیام معشوق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۱ - درد دل مرا نکند به دوای خلق
گوهر بعدی:غزل ۵۴۳ - ارانی اراک و لست اراک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.