هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از جدایی و دوری از معشوق خود سخن میگوید. او در عین حال که از دیار و یار خود دور میشود، احساس میکند که هنوز به آنجا وابسته است. شاعر از درد فراق و عشق نافرجام مینالد و احساسات متضاد خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۶۵۸ - از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
از بر و بوم این دیار میروم و نمیروم ۱
زد بجگر ز غمزه نیش راند مرا ز نزد خویش
خسته جگر ز بزم یار میروم و نمیروم ۲
جان و دلم شکار کرد دورم از این دیار کرد
بی دل و جان از این دیار میروم و نمیروم ۳
گر قدمی نهی به پیش باز کشم بسوی خویش
نیست بدستم اختیار میروم و نمیروم ۴
روی دلم بزجر خست پای دلم بزلف بست
خسته و بسته دلفکار میروم و نمیروم ۵
سوی من از حیا نظر میکند و نمیکند
من ز ادای او زکار میروم و نمیروم ۶
گه بلقاش جان و دل میدهم و نمیدهم
گاه ز خویش فیض وار میروم و نمیروم ۷
از بر و بوم این دیار میروم و نمیروم ۱
زد بجگر ز غمزه نیش راند مرا ز نزد خویش
خسته جگر ز بزم یار میروم و نمیروم ۲
جان و دلم شکار کرد دورم از این دیار کرد
بی دل و جان از این دیار میروم و نمیروم ۳
گر قدمی نهی به پیش باز کشم بسوی خویش
نیست بدستم اختیار میروم و نمیروم ۴
روی دلم بزجر خست پای دلم بزلف بست
خسته و بسته دلفکار میروم و نمیروم ۵
سوی من از حیا نظر میکند و نمیکند
من ز ادای او زکار میروم و نمیروم ۶
گه بلقاش جان و دل میدهم و نمیدهم
گاه ز خویش فیض وار میروم و نمیروم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۷ - زین جهان پست بالا میروم
گوهر بعدی:غزل ۶۵۹ - رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.