هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق به عنوان نیرویی والا و رهاییبخش یاد میکند که بر عقل و منطق برتری دارد. او تمایل دارد از قیدوبندهای عقلانی رها شود و با پیوستن به عشق، به مقام والایی برسد. شاعر بر این باور است که اسیر عشق شدن، در نهایت به آزادی و قدرت میانجامد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۵۹ - رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
میسراست غنا من چرا فقیر شوم ۱
بهمتی شوم استاد کارخانهٔ عشق
تلمذ خردم پس بیاد پیر شوم ۲
بود چو عزت در عشق رو بعشق آرم
عزیز دهر توان شد چرا حقیر شوم ۳
ز قید عقل رهم دل بعشق حق بندم
چرا بعقل و تکالیف عقل اسیر شوم ۴
بداردم بدر شه بگیردم بگنه
بدست عقل چو در بند دار و گیر شوم ۵
جنون عشق بدست آورم شوم استاد
شهنشهی کنم و میر هر امیر شوم ۶
دوم ز مملکت عقل تا فلاه جنون
بشیر اهل جنون باشم و نذیر شوم ۷
اگر اسیر شوم عشق را اسیری به
که چون اسیر شوم عشق را امیر شوم ۸
هر آنچه یافتم ای فیض از اسیری بود
مرید باشم از آن به که شیخ و پیر شوم ۹
میسراست غنا من چرا فقیر شوم ۱
بهمتی شوم استاد کارخانهٔ عشق
تلمذ خردم پس بیاد پیر شوم ۲
بود چو عزت در عشق رو بعشق آرم
عزیز دهر توان شد چرا حقیر شوم ۳
ز قید عقل رهم دل بعشق حق بندم
چرا بعقل و تکالیف عقل اسیر شوم ۴
بداردم بدر شه بگیردم بگنه
بدست عقل چو در بند دار و گیر شوم ۵
جنون عشق بدست آورم شوم استاد
شهنشهی کنم و میر هر امیر شوم ۶
دوم ز مملکت عقل تا فلاه جنون
بشیر اهل جنون باشم و نذیر شوم ۷
اگر اسیر شوم عشق را اسیری به
که چون اسیر شوم عشق را امیر شوم ۸
هر آنچه یافتم ای فیض از اسیری بود
مرید باشم از آن به که شیخ و پیر شوم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۸ - از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
گوهر بعدی:غزل ۶۶۰ - بینم چو جمال یار مدهوش شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.