هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر وابستگی کامل شاعر به معشوق یا معبود است. شاعر خود را کاملاً تسلیم معشوق میداند و درمان دردها و پایان راه خود را در او میبیند. او حاضر است همه چیز، حتی جان خود را فدای معشوق کند و بدون او خود را بیسر و بیجان میداند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۲۰ - ای که درد مرا توئی درمان
ای که درد مرا توئی درمان
ای که راه مرا توئی پایان ۱
کمر خدمتت بدل بستم
هرچه گوئی بجان برم فرمان ۲
دادهام تن بخدمت تو بدل
دادهام دل بطاعت تو بجان ۳
هرچه خواهی بیار بر سر من
یکدمم از درت ولیک مران ۴
بخیال تو زنده است این سر
بهوای تو زنده است این جان ۵
گر نه در سر خیال تست مقیم
ورنه در جان هوای تست روان ۶
نیستم من به جز تن بی سر
نیستم غیر قالب بی جان ۷
یکدم ار وصل تو دهد دستم
میدهم در بهاش جان و جهان ۸
نه جهان خواهم و نه جان جانا
هم جهان فیض را توئی هم جان ۹
ای که راه مرا توئی پایان ۱
کمر خدمتت بدل بستم
هرچه گوئی بجان برم فرمان ۲
دادهام تن بخدمت تو بدل
دادهام دل بطاعت تو بجان ۳
هرچه خواهی بیار بر سر من
یکدمم از درت ولیک مران ۴
بخیال تو زنده است این سر
بهوای تو زنده است این جان ۵
گر نه در سر خیال تست مقیم
ورنه در جان هوای تست روان ۶
نیستم من به جز تن بی سر
نیستم غیر قالب بی جان ۷
یکدم ار وصل تو دهد دستم
میدهم در بهاش جان و جهان ۸
نه جهان خواهم و نه جان جانا
هم جهان فیض را توئی هم جان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۹ - بر دل تنگ ما فضای جهان
گوهر بعدی:غزل ۷۲۱ - نیست چو من واپسی در همه واپسان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.