هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از فیض کاشانی، دربارهٔ عشق به معشوق الهی و دشواری‌های رسیدن به دیدار اوست. شاعر تأکید می‌کند که برای دیدن جمال حق، باید از تعلقات دنیوی آزاد شد و دل را پاک کرد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.

غزل ۷۳۹ - ای که داری هوس طلعت جانان دیدن

ای که داری هوس طلعت جانان دیدن
نیست باشد شدنت وانگهش آسان دیدن ۱

آن جمالی که فروغش کمر کوه شکست
کی توان از نظر موسی عمران دیدن ۲

نشود تا دلت از قید علایق آزاد
نتوان جلوه آن سرو خرامان دیدن ۳

تار موی خرد از دیده دل بیرون کن
تا بنورش بتوانی ره عرفان دیدن ۴

چشم خفاش بمان چشم دگر پیدا کن
نور خورشید ازل کی بود آسان دیدن ۵

زنگ دل پاک کن از اشک و بدل بینا شو
کان جمالیست که نتوانش بچشمان دیدن ۶

جان ترا باید و پاید غم تن چند خوری
بگذر از تن اگرت هست سر جان دیدن ۷

بر درش چند بدی‌ آری و نافرمانی
هیچ شرمت نشود زینهمه احسان دیدن ۸

مزن ای فیض ازین بیش ز گفتار نفس
اگرت هست سر آئینه جان دیدن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۳۸ - نخست آید بدل پیک شنیدن
گوهر بعدی:غزل ۷۴۰ - رای فرزانه چو باشد رخ خوبان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.