هوش مصنوعی:
شاعر از دست دادن دلش را بیان میکند که به دلیل نشناختن ارزش آن و تأثیر طالع بد از دستش رفته است. او از تأثیر هوای نفس و غفلت بر زندگی خود شکایت دارد و امیدوار است که خداوند درهای فیضش را بگشاید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اندوه ناشی از از دست دادن و توبه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۵۶ - دلی داشتم رفت از دست من
دلی داشتم رفت از دست من
کجا آید آن یار در شست من ۱
نه بشناختم قدر والای دل
ربود از کفم طالع پست من ۲
همه تار و پودم ز دل رسته بود
کنون رفت آن مایهٔ هست من ۳
دلی را که پروردهٔ عقل بود
فکند ان هوای زبر دست من ۴
ز دست هوا جام غفلت کشید
کی آید بهوش این سر مست من ۵
گشادم ره طبع و بستم خرد
فغان از گشاد من و بست من ۶
مگر حق گشاید دری فیض را
و گرنه چو میآید از دست من ۷
کجا آید آن یار در شست من ۱
نه بشناختم قدر والای دل
ربود از کفم طالع پست من ۲
همه تار و پودم ز دل رسته بود
کنون رفت آن مایهٔ هست من ۳
دلی را که پروردهٔ عقل بود
فکند ان هوای زبر دست من ۴
ز دست هوا جام غفلت کشید
کی آید بهوش این سر مست من ۵
گشادم ره طبع و بستم خرد
فغان از گشاد من و بست من ۶
مگر حق گشاید دری فیض را
و گرنه چو میآید از دست من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵۵ - یگره ز خانه مست برا ای نگار من
گوهر بعدی:غزل ۷۵۷ - برون از چار و نه در چار و نه پیداست یار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.