هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین از زبان عاشقی بیان می‌شود که از جفاهای معشوق و دردهای عشق شکایت دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد لحظه‌ای نزد او بنشیند تا رنج‌هایش را ببیند و شاید دلش به رحم آید. او از غم و اندوه خود، اشک‌های خونین و ناله‌های جانسوز می‌گوید و از سنگدلی دوستان و معشوق شکایت می‌کند. شعر با تصاویر آتشین و دردناک، عمق رنج عاشق را نشان می‌دهد و در نهایت به عشق به عنوان نیرویی که می‌تواند به بهشت برین راه یابد اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند اشک خونین و ناله‌های جانسوز ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۷۷۸ - یکدمک پیش ما بیا بنشین

یکدمک پیش ما بیا بنشین
تا بچندت جفا بود آئین ۱

از غمت عاشقان دل شده را
آه جانسوز و اشگ خونین بین ۲

شاید ار رحم در دلت باشد
کندت درد نالهای حزین ۳

بنشین یک دم آتشی بنشان
بنشان آتشی دمی بنشین ۴

پرسشی گر کنی غریبی را
کم نگردد ترا بدان تمکین ۵

یکدمک یکدمک چه خواهد شد
جان من جان من بپرس و به بین ۶

زار و بیچاره در غمت چه کند
بیدل و بیکسی غمین و حزین ۷

کس شنیده است اینچنین ستمی
یا کسی دیده است یار چنین ۸

دشمن ار بیندم بگرید خون
آه ازین دوستان دل سنگین ۹

بی‌رخت گر بر آورم نفسی
آتش افتد در آسمان و زمین ۱۰

سردهم گر بکام دل آهی
دود آهم رسد به علیین ۱۱

جگر از راه دیده پی در پی
می‌کند دست و دامنم رنگین ۱۲

تا بنزد خودم بخوان بنواز
یا سرم را ببر بخنجر کین ۱۳

فیض از عشق اگر نداری دست
بردت عشق تا بهشت برین ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۷ - چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
گوهر بعدی:غزل ۷۷۹ - ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.