هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و بیوفایی معشوق مینالد. او با بیان احساس سوختن در آتش فراق، از غیبت معشوق و بیخبری او از حالش شکایت میکند. با وجود توصیف معشوق به عنوان موجودی کامل و دلربا، بیوفایی او را بلایی بزرگ میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و درد فراق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۸۰۴ - بر من نیستی کجائی تو
بر من نیستی کجائی تو
ای که یکجا دمی نیائی تو ۱
آتش هجر تو کبابم کرد
سوختم این چنین چرائی تو ۲
ای سراپا چنانکه میباید
وی که هستی چنانکه بائی تو ۳
نیک محبوب دلربائی لیک
بیوفائی عجب بلائی تو ۴
گل نچینند عاشقان ز درخت
ای ز خود بیخبر کرائی تو ۵
گرچه من نیستم سزای تو لیک
بیوفائی عجب بلائی تو ۶
فیض دیوانه میکند فریاد
بر من نیستی کجائی تو ۷
ای که یکجا دمی نیائی تو ۱
آتش هجر تو کبابم کرد
سوختم این چنین چرائی تو ۲
ای سراپا چنانکه میباید
وی که هستی چنانکه بائی تو ۳
نیک محبوب دلربائی لیک
بیوفائی عجب بلائی تو ۴
گل نچینند عاشقان ز درخت
ای ز خود بیخبر کرائی تو ۵
گرچه من نیستم سزای تو لیک
بیوفائی عجب بلائی تو ۶
فیض دیوانه میکند فریاد
بر من نیستی کجائی تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰۳ - جان من سخت دلربائی تو
گوهر بعدی:غزل ۸۰۵ - ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.