هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و با استفاده از استعارههای شراب و ساقی، به زیباییهای معشوق و آرزوی وصال او اشاره میکند. همچنین، از رنجهای دوری و بیقراری عاشق میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند و وصال را نصیبش سازد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است و از استعارههایی مانند شراب و ساقی استفاده میکند که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا گمراهکننده باشد. همچنین، درک عمیق این اشعار نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۸۱۹ - جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
زان بادهٔ باقی بکش وین باقی جان را بده ۱
ای ساقی مه روی من بهر حیات نوی من
هم برقع از رخ برفکن هم از جبین بگشا گره ۲
گویند در جنت بود از بهر زاهد میوهها
ما و زنخدان نگار این سیب ما زان میوه به ۳
عالیست سیب تو بسی کی میرسد دست کسی
غالیست نرخ این متاع قیمت مکن منت به ۴
رحم آر بر بیچارهٔ از خان و مان آوارهٔ
ای منبع لطف و کرم از وصل خودکامش بده ۵
تا چند گردم در بدر تا چند پویم کو بکو
گیرم سراغت شهر شهر جویم نشانت ده بده ۶
ای فیض بس کن زین نفیر گر وصل میخواهی بمیر
این کار را آسان مگیر یا جان دگر چیزی بده ۷
زان بادهٔ باقی بکش وین باقی جان را بده ۱
ای ساقی مه روی من بهر حیات نوی من
هم برقع از رخ برفکن هم از جبین بگشا گره ۲
گویند در جنت بود از بهر زاهد میوهها
ما و زنخدان نگار این سیب ما زان میوه به ۳
عالیست سیب تو بسی کی میرسد دست کسی
غالیست نرخ این متاع قیمت مکن منت به ۴
رحم آر بر بیچارهٔ از خان و مان آوارهٔ
ای منبع لطف و کرم از وصل خودکامش بده ۵
تا چند گردم در بدر تا چند پویم کو بکو
گیرم سراغت شهر شهر جویم نشانت ده بده ۶
ای فیض بس کن زین نفیر گر وصل میخواهی بمیر
این کار را آسان مگیر یا جان دگر چیزی بده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱۸ - خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
گوهر بعدی:غزل ۸۲۰ - ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.