هوش مصنوعی: این متن یک نیایش عرفانی است که در آن شاعر از خداوند می‌خواهد تا دل و جانش را با عشق الهی زنده کند، او را از زندان بدن آزاد سازد و به سوی عالم قدس و علیین راهنمایی کند. شاعر از شراب روحانی و می‌های ازلی سخن می‌گوید و آرزوی بازگشت به شهر اصلی خود (عالم معنا) را دارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتزاعی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعاره‌هایی مانند 'شراب روحانی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۸۳۷ - دلم را ای خدا از عشق جان ده

دلم را ای خدا از عشق جان ده
روانم را حیات جاودان ده ۱

تن بی جان بود جان فسرده
زمهر خویش جانم را روان ده ۲

بکوی قدس دلرا راه بنما
روانرا سوی علیین نشان ده ۳

ز زندان بدن آزاد گردان
فضای لامکان جان را مکان ده ۴

بگیر ایندوست را از دست دشمن
ز خود بیخود کن از خویشم امان ده ۵

دل مخمور صهبای ازل را
شراب بیغش روحانیان ده ۶

از آن می کز الستم داده بودی
خمارم میکشد بازم از آن ده ۷

ز شهری آمدم بیرون در آغاز
دگر باره بدان شهرم نشان ده ۸

دو عالم تنگ شد بر فیض جایش
ورای ای جهان و آنجهان ده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳۶ - بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
گوهر بعدی:غزل ۸۳۸ - خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.