هوش مصنوعی: این متن بیانگر عشق و وابستگی شدید شاعر به خداوند است. او از دنیا و مادیات بیزار شده و تنها به خداوند بسنده کرده است. شاعر از عشق الهی سخن می‌گوید و آن را برتر از هر نعمت دنیوی و حتی بهشت می‌داند. او در نهایت به سکوت می‌رسد، زیرا حضور یار (خداوند) همه‌چیز را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۸۴۷ - ندارم خان و مانی حسبی الله

ندارم خان و مانی حسبی الله
نخواهم آب و نانی حسبی الله ۱

من از کون و مکان بیزار گشتم
شدم در لامکانی حسبی الله ۲

جهانرا خط بیزاری کشیدم
چو خود گشتم جهانی حسبی الله ۳

بستی طرفی از جان و نه از دل
نه دل خواهم نه جانی حسبی الله ۴

مرا جانان پسند آمد نخواهم
نه اینی و نه آنی حسبی الله ۵

نمیگیرم چو در دست من آمد
بموی او جهانی حسبی الله ۶

در این آتش خوشم رضوان میارا
برای من جنانی حسبی الله ۷

نعیم آتش عشقش مرا بس
بهشت جاودانی حسبی الله ۸

چو یار آمد ز در خاموش شو فیض
عیان شد هر بیانی حسبی الله ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۴۶ - گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله
گوهر بعدی:غزل ۸۴۸ - زین چرخ گردون فروا الی الله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.