هوش مصنوعی:
این متن یک نیایش عرفانی است که در آن شاعر از خداوند به عنوان تنها یاور و غمخوار خود یاد میکند و از او طلب رحمت و بخشش مینماید. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، به درگاه خداوند زاری کرده و از او میخواهد که او را از محرومیت و خواری نجات دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و اصطلاحات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۸۹۶ - ای معدن دلداری جز تو که کند یاری
ای معدن دلداری جز تو که کند یاری
ای مشتری زاری جز تو که کند یاری ۱
در راه تو میپویم یاری ز تو میجویم
خالق توئی و باری جز تو که کند یاری ۲
افغان کنم و زاری شاید که تو رحم آری
بر رحم نمییاری جز تو که کند یاری ۳
جانرا بغمت بستم جان را بتو پیوستم
ای منبع غمخواری جز تو که کند یاری ۴
بر خاک درت گریم افزون ز سحاب و یم
گر تو نخری زاری جز تو که کند یاری ۵
از در گهت ای دلدار محروم مرانم زار
گر تو کنیم خواری جز تو که کند یاری ۶
فیض آمده با عصیان دارد طمع غفران
ستاری و غفاری جز تو که کند یاری ۷
ای مشتری زاری جز تو که کند یاری ۱
در راه تو میپویم یاری ز تو میجویم
خالق توئی و باری جز تو که کند یاری ۲
افغان کنم و زاری شاید که تو رحم آری
بر رحم نمییاری جز تو که کند یاری ۳
جانرا بغمت بستم جان را بتو پیوستم
ای منبع غمخواری جز تو که کند یاری ۴
بر خاک درت گریم افزون ز سحاب و یم
گر تو نخری زاری جز تو که کند یاری ۵
از در گهت ای دلدار محروم مرانم زار
گر تو کنیم خواری جز تو که کند یاری ۶
فیض آمده با عصیان دارد طمع غفران
ستاری و غفاری جز تو که کند یاری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۵ - از شهر وفا صبا چه داری
گوهر بعدی:غزل ۸۹۷ - حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.