هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، دوری از تعلقات دنیوی، و وفاداری میپردازد. شاعر از دردهای روحی خود سخن میگوید و تنها درمان را در نزد خدا میداند. همچنین، به بیوفایی دنیا و خوبان اشاره کرده و توصیه میکند که انسان باید از تعلقات مادی گذر کند و به سوی حق حرکت نماید.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۹۵۱ - بیا بیمار خود را ده شفائی
بیا بیمار خود را ده شفائی
که جز تو نیست دردم را دوائی ۱
بیا تا جان برافشانم ز شادی
که جان دادن بغم باشد بلائی ۲
نگیرد بر تو کس زیرا که نبود
جنایتهای خوبان را جزائی ۳
مبند ای دل طمع در ماهرویان
که خوبانرا نمیباشد وفائی ۴
بود این عاشقیهای مجازی
مرید راه حق را رهنمائی ۵
چو ره را یافتی بگذر از ایشان
زدور اینقوم را میکن دعائی ۶
بر افشان دست از ایشان فیض یکسر
بزن بر ما سوی الله پشت پائی ۷
که جز تو نیست دردم را دوائی ۱
بیا تا جان برافشانم ز شادی
که جان دادن بغم باشد بلائی ۲
نگیرد بر تو کس زیرا که نبود
جنایتهای خوبان را جزائی ۳
مبند ای دل طمع در ماهرویان
که خوبانرا نمیباشد وفائی ۴
بود این عاشقیهای مجازی
مرید راه حق را رهنمائی ۵
چو ره را یافتی بگذر از ایشان
زدور اینقوم را میکن دعائی ۶
بر افشان دست از ایشان فیض یکسر
بزن بر ما سوی الله پشت پائی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۰ - گل از رخ تو وام کند زیبائی
گوهر بعدی:غزل ۹۵۲ - هم تو بیننده هم تو بینائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.