هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از دل و دیده تجربه کرده است. او از جدایی، ناکامی در عشق، و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و اشاره میکند که تمام آنچه دیده از دیده بوده و نه از دل. شاعر از اشکهای ریخته شده، امیدهای بربادرفته، و دوری از معشوق میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که با وجود همه رنجها، هنوز هم عشق را برگزیده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناکامی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۷۱ - من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام
من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام
گاهی ز دل بود گله، گاهی ز دیدهام ۱
من هر چه دیدهام ز دل و دیدهام کنون
از دل ندیدهام همه از دیده دیدهام ۲
آه دهن دریده مرا فاش کرد راز
او را گناه نیست، منش برکشیدهام ۳
اول کسی که ریخته است آب روی من
اشک است کش به خون جگر پروریدهام ۴
عمری بدان امید که روزی رسم به کام
سودای خام پختهام و نا رسیدهام ۵
تا مهر ماه چهره تو در دلم نشست
از مهر و ماه مهر بکلی بریدهام ۶
عشقت به جان خریدم و قصدم به جان کند
بر جان خویش دشمن جان را گزیدهام ۷
بازا که در غم تو به بازار عاشقان
جان را بداده و غم عشقت خریدهام ۸
شیدا صفت شراب غمت خوردهام بسی
لیکن ز باغ وصل تو یک گل نچیدهام ۹
گویند بوی زلف تو جان تازه میکند
سلمان قبول کن که من از جان شنیدهام ۱۰
گاهی ز دل بود گله، گاهی ز دیدهام ۱
من هر چه دیدهام ز دل و دیدهام کنون
از دل ندیدهام همه از دیده دیدهام ۲
آه دهن دریده مرا فاش کرد راز
او را گناه نیست، منش برکشیدهام ۳
اول کسی که ریخته است آب روی من
اشک است کش به خون جگر پروریدهام ۴
عمری بدان امید که روزی رسم به کام
سودای خام پختهام و نا رسیدهام ۵
تا مهر ماه چهره تو در دلم نشست
از مهر و ماه مهر بکلی بریدهام ۶
عشقت به جان خریدم و قصدم به جان کند
بر جان خویش دشمن جان را گزیدهام ۷
بازا که در غم تو به بازار عاشقان
جان را بداده و غم عشقت خریدهام ۸
شیدا صفت شراب غمت خوردهام بسی
لیکن ز باغ وصل تو یک گل نچیدهام ۹
گویند بوی زلف تو جان تازه میکند
سلمان قبول کن که من از جان شنیدهام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۰ - آرزو دارم ز لعلش تا به لب جام مدام
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲ - به چشمانت که تا رفتی، به چشمم بیخور و خوابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.