هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از زیباییهای ظاهری و اخلاقی معشوق، مانند چهرهی درخشان، رنگ دلفروز، لطف توبهسوز و خلق نیکوی او یاد میکند. شاعر همچنین از تأثیر عمیق عشق بر خود و ناتوانی در مقاومت در برابر آن سخن میگوید و بیان میکند که عشق او را به جایی رسانده که حتی توبهکردن نیز برایش بیمعناست. او از دلبستگی شدید خود به معشوق و ناتوانی در شمارش زیباییهای او میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۱۲۶۵ - آن مه که هست گردون گردان و بیقرارش
آن مَهْ که هست گَردون گَردان و بیقَرارش
وانْ جان که هست این جانْ وین عقل مُسْتَعارَش ۱
هر لحظه اختیاری نو نو دَهَد به جانها
وین اختیارها را بِشْکَسته اختیارش ۲
من جسم و جان نَدانَم من این و آن نَدانَم
من در جهان نَدانَم جُز چَشمِ پُرخُمارش ۳
آن رویِ هَمچو روزَش وان رَنگِ دِلْفُروزَش
وان لُطفِ توبه سوزَش وان خُلْقِ چون بهارش ۴
عشقش بَلایِ توبه داده سِزایِ توبه
آخِر چه جایِ توبه با عشقِ توبه خوارَش؟ ۵
چون دوست و دشمنِ او هستند رَهزَنِ او
ماییم و دامَنِ او بِگْرفته اُسْتوارش ۶
از عشقِ جام و دورَش شاید کَشید جورَش
چون گوشْ دوست داری میبوس گوشوارَش ۷
من حَلقههایِ زُلفَش از عشقْ میشُمارَم
وَرْنه کجا رَسَد کَس در حَدّ و در شُمارَش ۸
لُطفَش هَمیشُمارَم دلْ با دَمِ شِمُرده
جانیش بَخشْ آخِر ای کُشته زارْزارَش ۹
وانْ جان که هست این جانْ وین عقل مُسْتَعارَش ۱
هر لحظه اختیاری نو نو دَهَد به جانها
وین اختیارها را بِشْکَسته اختیارش ۲
من جسم و جان نَدانَم من این و آن نَدانَم
من در جهان نَدانَم جُز چَشمِ پُرخُمارش ۳
آن رویِ هَمچو روزَش وان رَنگِ دِلْفُروزَش
وان لُطفِ توبه سوزَش وان خُلْقِ چون بهارش ۴
عشقش بَلایِ توبه داده سِزایِ توبه
آخِر چه جایِ توبه با عشقِ توبه خوارَش؟ ۵
چون دوست و دشمنِ او هستند رَهزَنِ او
ماییم و دامَنِ او بِگْرفته اُسْتوارش ۶
از عشقِ جام و دورَش شاید کَشید جورَش
چون گوشْ دوست داری میبوس گوشوارَش ۷
من حَلقههایِ زُلفَش از عشقْ میشُمارَم
وَرْنه کجا رَسَد کَس در حَدّ و در شُمارَش ۸
لُطفَش هَمیشُمارَم دلْ با دَمِ شِمُرده
جانیش بَخشْ آخِر ای کُشته زارْزارَش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۴ - میگفت چشم شوخش با طرهٔ سیاهش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۶ - روحیست بینشان و ما غرقه در نشانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.