هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند عشق الهی، وحدت وجود، بازگشت به اصل و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن میگوید. در این شعر، طبیب (عشق الهی) به درمان رنجور (انسان) میپردازد و با شربت موفور (معنویت) او را از فنا به بقا میرساند. همچنین، اشارههایی به داستانهای پیامبران مانند موسی و عیسی و سلیمان وجود دارد که نماد رهایی و بازگشت به حقیقت هستند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۷۱ - باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
باز دَرآمَد طَبیب از دَرِ رَنْجورِ خویش
دستِ عِنایَت نَهاد بر سَرِ مَهْجورِ خویش ۱
بارِ دِگَر آن حَبیب رفت بَرِ آن غریب
تا جِگَرِ او کَشید شَربَتِ موفورِ خویش ۲
شربَتِ او چون رُبود گشت فَنا از وجود
ساقیِ وَحدَت بِمانْد ناظِر و مَنْظورِ خویش ۳
نوشِ وِرا نیش نیست وَرْ بُوَدَش راضیاَم
نیست عَسَل خواره را چاره زِ زَنبورِ خویش ۴
این شبِ هِجْرانْ درازْ با تو بگویم چراست
فِتْنه شُد آن آفتابْ بر رُخِ مَستورِ خویش ۵
غَفلَتِ هر دِلْبَری از رُخِ خود رَحْمَت است
وَرْنه بِبَستی نِقابْ بر رُخِ مَشهورِ خویش ۶
عاشقِ حُسنِ خودی لیک تو پنهان زِ خود
خِلْعَتِ وَصلَت بِپوشْ بر تَنِ این عورِ خویش ۷
شُکر که خورشیدِ عشقْ رفت به بُرجِ حَمَل
در دل و جانها فَکَند پَروَرشِ نورِ خویش ۸
شُکر که موسیٰ بِرَست از همه فرعونیان
باز به میقاتِ وَصلْ آمد بر طورِ خویش ۹
عیسیِ جان دَررَسید بر سَرِ عازَر دَمید
عازَر از اَفْسونِ او حَشْر شُد از گورِ خویش ۱۰
باز سُلَیمان رَسید دیو و پَری جمع شُد
بر همهشان عَرضه کرد خاتَم و مَنْشورِ خویش ۱۱
دستِ عِنایَت نَهاد بر سَرِ مَهْجورِ خویش ۱
بارِ دِگَر آن حَبیب رفت بَرِ آن غریب
تا جِگَرِ او کَشید شَربَتِ موفورِ خویش ۲
شربَتِ او چون رُبود گشت فَنا از وجود
ساقیِ وَحدَت بِمانْد ناظِر و مَنْظورِ خویش ۳
نوشِ وِرا نیش نیست وَرْ بُوَدَش راضیاَم
نیست عَسَل خواره را چاره زِ زَنبورِ خویش ۴
این شبِ هِجْرانْ درازْ با تو بگویم چراست
فِتْنه شُد آن آفتابْ بر رُخِ مَستورِ خویش ۵
غَفلَتِ هر دِلْبَری از رُخِ خود رَحْمَت است
وَرْنه بِبَستی نِقابْ بر رُخِ مَشهورِ خویش ۶
عاشقِ حُسنِ خودی لیک تو پنهان زِ خود
خِلْعَتِ وَصلَت بِپوشْ بر تَنِ این عورِ خویش ۷
شُکر که خورشیدِ عشقْ رفت به بُرجِ حَمَل
در دل و جانها فَکَند پَروَرشِ نورِ خویش ۸
شُکر که موسیٰ بِرَست از همه فرعونیان
باز به میقاتِ وَصلْ آمد بر طورِ خویش ۹
عیسیِ جان دَررَسید بر سَرِ عازَر دَمید
عازَر از اَفْسونِ او حَشْر شُد از گورِ خویش ۱۰
باز سُلَیمان رَسید دیو و پَری جمع شُد
بر همهشان عَرضه کرد خاتَم و مَنْشورِ خویش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷۰ - مستی امروز من نیست چو مستی دوش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷۲ - باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.