هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از رفتار دوگانهی یک شخصیت (خواجه) انتقاد میکند. خواجه با دیگران خوشرو و مهربان است، اما با شاعر ترشرویی میکند. شاعر از این رفتار ناراحت است و با استفاده از استعارهها و تشبیههای مختلف، مانند مقایسهی خواجه با یوسف در زندان، احساسات خود را بیان میکند. در نهایت، شاعر از خواجه میخواهد که رفتار خود را تغییر دهد و با او نیز مهربان باشد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، انتقاد اجتماعی و مفاهیم عرفانی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۲۹۲ - آمد آن خواجهٔ سیماترش
آمد آن خواجهٔ سیماتُرُش
وان شِکَرش گشته چو سِرکا تُرُش ۱
با هَمِگانْ روتُرُش است ای عَجَب
یا که به بیرونْ خوش و با ما تُرُش؟ ۲
از کَرَمِ خواجه رَوا نیست این
با همه خوشْ با منِ تنها تُرُش ۳
زین بِگُذشتیم دَریغ است و حیف
آن رُخِ خوش طَلْعَتِ زیبا تُرُش ۴
ای زِ تو خندان شُده هر جا حَزین
وِیْ زِ تو شیرین شُده هر جا تُرُش ۵
شادْ زمانی که نَهانْ زیرِ لب
یار هَمیخندد و لالا تُرُش ۶
گَر تُرُشی این دَمْ شَرطی بِنِه
که نَبُوَد رویِ تو فردا تُرُش ۷
بَهرِ خدا قاعدهٔ نو مَنِه
هیچ بُوَد قاعده حَلْوا تُرُش؟ ۸
این تُرُشی در چَهْ و زندان بُوَد
دید کسی باغ و تماشا تُرُش؟ ۹
یوسُفِ خوبان چو به زندان بِمانْد
هیچ نگشت آن گُلِ رَعْنا تُرُش ۱۰
تا به سُخَن آمد دیوار و دَر
کَزْ چه نهیی ای شَهْ و مولا تُرُش ۱۱
گفت اگر غَرقهٔ سِرکا شَوَم
کِی هِلَدَم رَحْمَتِ بالا تُرُش؟ ۱۲
میدَهَدَم عشق و نَدیمی کُند
غَرقه شود در میْ و صَهْبا تُرُش ۱۳
دست فَشانْ روح رَوَد مَست تا
مَیمَنه که نیست بدان جا تُرُش ۱۴
بس کُن و در شَهْد و شِکَر غوطه خور
کِتْ نَهِلَد فَضْلِ مُوَفّا تُرُش ۱۵
وان شِکَرش گشته چو سِرکا تُرُش ۱
با هَمِگانْ روتُرُش است ای عَجَب
یا که به بیرونْ خوش و با ما تُرُش؟ ۲
از کَرَمِ خواجه رَوا نیست این
با همه خوشْ با منِ تنها تُرُش ۳
زین بِگُذشتیم دَریغ است و حیف
آن رُخِ خوش طَلْعَتِ زیبا تُرُش ۴
ای زِ تو خندان شُده هر جا حَزین
وِیْ زِ تو شیرین شُده هر جا تُرُش ۵
شادْ زمانی که نَهانْ زیرِ لب
یار هَمیخندد و لالا تُرُش ۶
گَر تُرُشی این دَمْ شَرطی بِنِه
که نَبُوَد رویِ تو فردا تُرُش ۷
بَهرِ خدا قاعدهٔ نو مَنِه
هیچ بُوَد قاعده حَلْوا تُرُش؟ ۸
این تُرُشی در چَهْ و زندان بُوَد
دید کسی باغ و تماشا تُرُش؟ ۹
یوسُفِ خوبان چو به زندان بِمانْد
هیچ نگشت آن گُلِ رَعْنا تُرُش ۱۰
تا به سُخَن آمد دیوار و دَر
کَزْ چه نهیی ای شَهْ و مولا تُرُش ۱۱
گفت اگر غَرقهٔ سِرکا شَوَم
کِی هِلَدَم رَحْمَتِ بالا تُرُش؟ ۱۲
میدَهَدَم عشق و نَدیمی کُند
غَرقه شود در میْ و صَهْبا تُرُش ۱۳
دست فَشانْ روح رَوَد مَست تا
مَیمَنه که نیست بدان جا تُرُش ۱۴
بس کُن و در شَهْد و شِکَر غوطه خور
کِتْ نَهِلَد فَضْلِ مُوَفّا تُرُش ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹۱ - توبهٔ من درست نیست خموش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹۳ - علی الله ای مسلمانان ازان هجران پرآتش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.