هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس غربت، اندوه و ناامیدی خود در جهانی تاریک و ویران سخن میگوید. او از تبدیل شدن از یک موجود بهشتی به صید خاک ابراز تأسف میکند و از نارساییهای بخت و بیطالعی خود مینالد. شاعر به دنبال جایگاهی در بستان عشق است اما در ماتمسرا افتاده است. او از بیقدری و ناچیزی خود میگوید و از غمهای عشق و دوری از یارانش شکوه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی، اندوه و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جدایی از یاران و غمهای عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
زندان خاک
با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام
نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام ۱
سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟
تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام ۲
جای در بستان سرای عشق میباید مرا
عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام ۳
پایمال مردمم از نارسایی های بخت
سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام ۴
خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست
اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام ۵
تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟
برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام ۶
بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق
تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام ۷
لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر
در فراق هم نوایان از نوا افتاده ام ۸
نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام ۱
سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟
تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام ۲
جای در بستان سرای عشق میباید مرا
عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام ۳
پایمال مردمم از نارسایی های بخت
سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام ۴
خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست
اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام ۵
تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟
برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام ۶
بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق
تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام ۷
لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر
در فراق هم نوایان از نوا افتاده ام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۷۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سوزد مرا سازد مرا
گوهر بعدی:غباری در بیابانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.