هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تنهایی، ناامیدی و بی‌پناهی خود می‌گوید. او از نداشتن عشق، امید، همراه و همدرد شکایت دارد و خود را مانند غباری در بیابان یا نگاهی حیران توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به زندگی کوتاه و بی‌ثمر خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند ناامیدی، تنهایی و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.

غباری در بیابانی

نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی، نه بر لب‌های من آهی ۱

نه جان بی‌نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی‌فروغم را نشانی از سحرگاهی ۲

نیابد محفلم گرمی، نه از شمعی، نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت، نه با مهری، نه با ماهی ۳

به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی ۴

کیم من؟ آرزو گم کرده‌ای تنها و سرگردان
نه آرامی، نه امیدی، نه همدردی، نه همراهی ۵

گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی ۶

رهی تا چند سوزم در دل شب‌ها چو کوکب‌ها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۸۷۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:زندان خاک
گوهر بعدی:طوفان حادثات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.