هوش مصنوعی: در این متن، یخ و آب جو با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. یخ به آب جو می‌گوید که رفتار گستاخانه و بی‌پروای او باعث تلخی روزگار می‌شود و او را شایسته دودمان کهستان نمی‌داند. آب جو در پاسخ از یخ می‌خواهد که به خودش سخت نگیرد و او را فریبنده نخواند. آب جو اعلام می‌کند که دیگر شایسته این دودمان نیست و از یخ می‌خواهد که خود را با مهر درخشان حفظ کند.
رده سنی: 14+ این متن دارای مفاهیم نمادین و ادبی است که ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شاعرانه و کهن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

کبر و ناز

یخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفت
ما را ز مویهٔ تو شود تلخ روزگار ۱

گستاخ می سرائی و بیباک میروی
هر سال شوخ دیده و آواره تر ز پار ۲

شایان دودمان کهستانیان نئی
خود را مگوی دخترک ابر کوهسار ۳

گردنده و فتنده و غلطنده ئی بخاک
راه دگر بگیر و برو سوی مرغزار ۴

گفت آب جو چنین سخن دل شکن مگوی
بر خویشتن مناز و نهال منی مکار ۵

من میروم که در خور این دودمان نیم
تو خویش را ز مهر درخشان نگاه دار ۶
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:کرم کتابی
گوهر بعدی:لاله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.