هوش مصنوعی: این شعر از مولانا بیانگر جدایی و ناامیدی عاشق و معشوق است. هر دو طرف فاقد عشق و گرمی هستند. شاعر خود را جوان و معشوق را پیر توصیف می‌کند و از نبود شراب و شادی در بزم خود شکایت دارد. همچنین، اشاره‌ای به داستان یوسف و زلیخا دارد و از عشق نافرجام و درد دوری می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌های غیرمستقیم به شراب و عشق نافرجام وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.

به یکی از صوفیه نوشته شد

هوس منزل لیلی نه تو داری و نه من
جگر گرمی صحرا نه تو داری و نه من ۱

من جوان ساقی و تو پیر کهن میکده ئی
بزم ما تشنه و صهبا نه تو داری و نه من ۲

دل و دین در گرو زهره وشان عجمی
آتش شوق سلیمی نه تو داری و نه من ۳

خزفی بود که از ساحل دریا چیدیم
دانهٔ گوهر یکتا نه تو داری و نه من ۴

دگر از یوسف گمگشته سخن نتوان گفت
تپش خون زلیخا نه تو داری و نه من ۵

به که با نور چراغ ته دامان سازیم
طاقت جلوهٔ سینا نه تو داری و نه من ۶
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:این گنبد مینائی این پستی و بالائی
گوهر بعدی:دلیل منزل شوقم به دامنم آویز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.