هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که با آه و ناله‌های خود می‌خواهد خاک کهن را زنده کند. او از معشوق می‌خواهد تا با شراب حیات، دل او را شاد کند و غنچه‌های دلش را بگشاید. شاعر از معشوق می‌خواهد که آبروی گدای خود را حفظ کند و از دیگران طلب ننماید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و نمادها مانند 'بادهٔ حیات' ممکن است برای سنین پایین‌تر نامفهوم یا نامناسب باشد.

ایکه ز من فزدوه ئی گرمی آه و ناله را

ایکه ز من فزدوه ئی گرمی آه و ناله را
زنده کن از صدای من خاک هزار ساله را ۱

با دل ما چها کنی تو که ببادهٔ حیات
مستی شوق می دهی آب و گل پیاله را ۲

غنچهٔ دل گرفته را از نفسم گره گشای
تازه کن از نسیم من داغ درون لاله را ۳

می گذرد خیال من از مه و مهر و مشتری
تو بکمین چه خفته ای صید کن این غزاله را ۴

خواجهٔ من نگاه دار آبروی گدای خویش
آنکه ز جوی دیگران پر نکند پیاله را ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل سرای و نواهای رفته باز آور
گوهر بعدی:از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.