هوش مصنوعی: این شعر از عشق و رهایی از پیچیدگی‌های وجودی سخن می‌گوید. شاعر از کشمکش‌های درونی و رسیدن به مقام رضا می‌گوید، عشق را عامل نجات خود می‌داند و از تأثیر نگاه معشوق بر زندگی خود سخن می‌راند. در نهایت، او احساس می‌کند که جهان را پشت سر گذاشته و به آرامش رسیده است.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه‌ی مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به درستی درک شوند.

برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا

برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
چه عقده ها که مقام رضا گشود مرا ۱

تپید عشق و درین کشت نا بسامانی
هزار دانه فرو کرد تا درود مرا ۲

ندانم اینکه نگاهش چه دید در خاکم
نفس نفس به عیار زمانه سود مرا ۳

جهانی از خس و خاشاک در میان انداخت
شرارهٔ دلکی داد و آزمود مرا ۴

پیاله گیرز دستم که رفت کار از دست
کرشمه بازی ساقی ز من ربود مرا ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
گوهر بعدی:خیز و بخاک تشنه ئی بادهٔ زندگی فشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.