هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از تنهایی و بیکسی خود در میخانه سخن میگوید و خود را از عالمی دیگر میداند. او آرزوی تجدید حیات و رهایی از رنجهای جسمانی را دارد و از ساقی میخواهد جام جهانبین را بیاورد تا شاید بتواند به آرامش و روشنبینی برسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارند.
درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر ۱
دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی
فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر ۲
بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را
عجم را داده ئی هنگامهٔ بزم جمی دیگر ۳
که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر ۱
دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی
فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر ۲
بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را
عجم را داده ئی هنگامهٔ بزم جمی دیگر ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۵۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی
گوهر بعدی:بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.