هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از ناتوانی در بیان احساسات عمیق عشق و رازهای وجودی سخن میگوید. شاعر از سکوت و بیان ناپذیری عشق میگوید و به زیباییهای طبیعت و رمز و رازهای آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
نشسته بر سر بالین من ز درمان گفت ۱
زبان اگرچه دلیر است و مدعا شیرین
سخن ز عشق چه گویم جز اینکه نتوان گفت ۲
خوشا کسی که فرو رفت در ضمیر وجود
سخن مثال گهر بر کشید و آسان گفت ۳
خراب لذت آنم که چون شناخت مرا
عتاب زیر لبی کرد و خانه ویران گفت ۴
غمین مشو که جهان راز خود برون ندهد
که آنچه گل نتوانست مرغ نالان گفت ۵
پیام شوق که من بی حجاب می گویم
به لاله قطره شبنم رسید و پنهان گفت ۶
اگر سخن همه شوریده گفته ام چه عجب
که هر که گفت ز گیسوی او پریشان گفت ۷
نشسته بر سر بالین من ز درمان گفت ۱
زبان اگرچه دلیر است و مدعا شیرین
سخن ز عشق چه گویم جز اینکه نتوان گفت ۲
خوشا کسی که فرو رفت در ضمیر وجود
سخن مثال گهر بر کشید و آسان گفت ۳
خراب لذت آنم که چون شناخت مرا
عتاب زیر لبی کرد و خانه ویران گفت ۴
غمین مشو که جهان راز خود برون ندهد
که آنچه گل نتوانست مرغ نالان گفت ۵
پیام شوق که من بی حجاب می گویم
به لاله قطره شبنم رسید و پنهان گفت ۶
اگر سخن همه شوریده گفته ام چه عجب
که هر که گفت ز گیسوی او پریشان گفت ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
گوهر بعدی:خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.