هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی معنوی، و درویشی میپردازد. شاعر بیان میکند که علم و دانش بدون عشق و اشتیاق بیمعناست و انسان تنها با عشق و درد معنوی میتواند به حقیقت برسد. همچنین، اشارهای به تغافل و بیتوجهی به ظواهر دنیوی دارد و بر اهمیت تلاش و کوشش در راه حق تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.
علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
واماندهٔ راهی هست آوارهٔ راهی نیست ۱
آدم که ضمیر او نقش دو جهان ریزد
با لذت آهی هست بی لذت آهی نیست ۲
هر چند که عشق او آوارهٔ راهی کرد
داغی که جگر سوزد در سینهٔ ماهی نیست ۳
من چشم نه بردارم از روی نگارینش
آن مست تغافل را توفیق نگاهی نیست ۴
اقبال قبا پوشد در کار جهان کوشد
دریاب که درویشی با دلق و کلاهی نیست ۵
واماندهٔ راهی هست آوارهٔ راهی نیست ۱
آدم که ضمیر او نقش دو جهان ریزد
با لذت آهی هست بی لذت آهی نیست ۲
هر چند که عشق او آوارهٔ راهی کرد
داغی که جگر سوزد در سینهٔ ماهی نیست ۳
من چشم نه بردارم از روی نگارینش
آن مست تغافل را توفیق نگاهی نیست ۴
اقبال قبا پوشد در کار جهان کوشد
دریاب که درویشی با دلق و کلاهی نیست ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را
گوهر بعدی:چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.