هوش مصنوعی:
این متن به توصیف قلندران میپردازد که در ظاهر به دنیا وابستهاند اما در باطن از آن رها هستند. آنها در جلوت به مهر و مه میپیچند و در خلوت زمان و مکان را در آغوش میگیرند. در بزم مانند پرنیان نرماند و در رزم از خود بیخود. آنها نظامی تازه به جهان میبخشند و ستارههای کهن را به دوش میکشند. زمانه نقاب از رخ فردا برداشته و معاشران همه مست باده دوشاند. شاعر در پایان از حیرت خود میگوید که چرا فقیهان شهر سکوت کردهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'مست بادهٔ دوش' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند ۱
به جلوت اند و کمندی به مهر و مه پیچند
به خلوت اند و زمان و مکان در آغوشند ۲
بروز بزم سراپا چو پرنیان و حریر
بروز رزم خود آگاه و تن فراموشند ۳
نظام تازه بچرخ دو رنگ می بخشند
ستاره های کهن را جنازه بر دوشند ۴
زمانه از رخ فردا گشود بند نقاب
معاشران همه سر مست بادهٔ دوشند ۵
بلب رسید مرا آن سخن که نتوان گفت
بحیرتم که فقیهان شهر خاموشند ۶
ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند ۱
به جلوت اند و کمندی به مهر و مه پیچند
به خلوت اند و زمان و مکان در آغوشند ۲
بروز بزم سراپا چو پرنیان و حریر
بروز رزم خود آگاه و تن فراموشند ۳
نظام تازه بچرخ دو رنگ می بخشند
ستاره های کهن را جنازه بر دوشند ۴
زمانه از رخ فردا گشود بند نقاب
معاشران همه سر مست بادهٔ دوشند ۵
بلب رسید مرا آن سخن که نتوان گفت
بحیرتم که فقیهان شهر خاموشند ۶
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۶
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
گوهر بعدی:دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.