هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، جستجوی حقیقت، عشق الهی و وحدت وجود میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از صورتهای ظاهری عبور کند و به حقیقت درونی برسد. همچنین، به اهمیت پاکی روح، رهایی از ترس و غم، و درک عمیقتر از هستی اشاره میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۸۸ - ای نفس کل صورت مکن، وی عقل کل بشکن قلم
ای نَفْسِ کُلْ صورت مَکُن، وِیْ عقلِ کُلْ بِشْکَن قَلَم
ای مَردِ طالِبْ کَم طَلَب بر آبِ جو نَقْشِ قَدَم ۱
ای عاشقِ صافی رَوان، رو صافْ چون آبِ رَوان
کین آبِ صافی بیگِرِه، جان میفَزایَد دَم به دَم ۲
از بادْ آبِ بیگِرِه، گَر ساعتی پوشَد زِرِه
بر آبِ جو تُهْمَت مَنِه، کو را نه ترس است و نه غَم ۳
در نَقْشْ بینَقْشی بِبین، هر نَقْش را صد رنگ و بو
در بَرگْ بیبَرگی نِگَر، هر شاخ را باغِ اِرَم ۴
زان صورتِ صورت گُسِل، کو مَنْبَعِ جان است و دل
تَن ریخته از شَرمِ او، بُگْریخته جانْ در حَرَم ۵
از باده و از بادِ او، بس بَنده و آزادِ او
چون کانْ فُروبُرده نَفَس، چون کُهْ بَرآوَرْده شِکَم ۶
از بَحرْ گویم یا زِ دُر، یا از نَفاذِ حُکْمِ مُر
نی، از مَقالَت هم بِبُر، میتازْ تا پایِ عَلَم ۷
چپْ راست دان این راه را، در چاه دان این جاه را
چون سویِ موجِ خون رَوی، در خون بُوَد خوانِ کَرَم ۸
در آتشْ آبی تَعبیه، در آبْ آتش تَعبیه
در آتَشَش جانْ در طَرَب، در آبِ او دلْ در نَدَم ۹
یا منْ وَلی اِنْعامِنا، ثَبِّتْ لَنا اَقْدامَنا
ای بیتو راحتها عَنا، ای بیتو صِحَّتها سَقَم ۱۰
ای مَردِ طالِبْ کَم طَلَب بر آبِ جو نَقْشِ قَدَم ۱
ای عاشقِ صافی رَوان، رو صافْ چون آبِ رَوان
کین آبِ صافی بیگِرِه، جان میفَزایَد دَم به دَم ۲
از بادْ آبِ بیگِرِه، گَر ساعتی پوشَد زِرِه
بر آبِ جو تُهْمَت مَنِه، کو را نه ترس است و نه غَم ۳
در نَقْشْ بینَقْشی بِبین، هر نَقْش را صد رنگ و بو
در بَرگْ بیبَرگی نِگَر، هر شاخ را باغِ اِرَم ۴
زان صورتِ صورت گُسِل، کو مَنْبَعِ جان است و دل
تَن ریخته از شَرمِ او، بُگْریخته جانْ در حَرَم ۵
از باده و از بادِ او، بس بَنده و آزادِ او
چون کانْ فُروبُرده نَفَس، چون کُهْ بَرآوَرْده شِکَم ۶
از بَحرْ گویم یا زِ دُر، یا از نَفاذِ حُکْمِ مُر
نی، از مَقالَت هم بِبُر، میتازْ تا پایِ عَلَم ۷
چپْ راست دان این راه را، در چاه دان این جاه را
چون سویِ موجِ خون رَوی، در خون بُوَد خوانِ کَرَم ۸
در آتشْ آبی تَعبیه، در آبْ آتش تَعبیه
در آتَشَش جانْ در طَرَب، در آبِ او دلْ در نَدَم ۹
یا منْ وَلی اِنْعامِنا، ثَبِّتْ لَنا اَقْدامَنا
ای بیتو راحتها عَنا، ای بیتو صِحَّتها سَقَم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸۷ - هین، خیره خیره مینگر، اندر رخ صفراییام
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸۹ - ای پاک رو چون جام جم، وزعشق آن مه متهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.