هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، حالات روحی و عرفانی شاعر را بیان میکند. شاعر از مستی و شوریدگی عرفانی سخن میگوید و از شرابی معنوی یاد میکند که با شراب معمولی متفاوت است. او از عشق و حیرت در برابر معشوق الهی سخن میگوید و از مستی و بیخودی در این راه صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و بیخودی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۴۴۰ - بنه ای سبز خنگ من، فراز آسمانها سم
بِنِه ای سَبز خِنْگِ من، فَرازِ آسُمانها سُم
که بِنْشَست آن مَهِ زیبا، چو صد تَنگِ شِکَر پیشُم ۱
روان شُد سویِ ما کوثَر، پُر از شیر و پُر از شِکَّر
بِدَرّان مَشکِ سَقّا را، بِزَن سنگیّ و بِشْکَن خُم ۲
یکی آهویِ جان پَرور، بَرآمَد از بیابانی
که شیرِ نَر زِبیم او، زَنَد بر ریگِ سوزانْ دُم ۳
همه مَستیم ای خواجه به روزِ عید میمانَد
دُهُلْ مَست و دُهُل زَنْ مَست و بیخودْ میزَنَد لُم لُم ۴
دَرآمَد عقلْ در میدان، سَرِ انگشت در دَندان
که با سَرمَست و با حیران، چه گفتم من که اَلْهاکُم؟ ۵
یکی عاقلْ میانِ ما به دارو هم نمییابد
دَرین زنجیرِ مَجنونان، چه مَجنون میشود مَردم ۶
به نَزدِ من یکی ساغَر، بِه از صد خانه پُرزَر
بِریزم بر تَنِ لاغَر، از آن باده یکی قُمْقُم ۷
میانِ روزه دارانْ خَوش، شرابِ عید دَرمی کَش
نه آن مَستی که شب آیی، زِ تَرسِ خَلْق چون کَزْدم ۸
بِخور بیرَطْل و بیکوزه، میی کو بِشْکَنَد روزه
نه زَانگورست و نی شیره، نی از طُزْغو، نی از گندم ۹
شرابی نی که دَرریزی، سَحَر مَخْمور بَرخیزی
دروغین است آن باده، از آن افتاده کوتَه دُم ۱۰
دَهان بَربَند و مَحْرَم شو، به کعبهیْ خامُشان میرو
پَیاپِی اَنْدَرین مَستی، نه اُشتُر جو و نی جُمْجُم ۱۱
که بِنْشَست آن مَهِ زیبا، چو صد تَنگِ شِکَر پیشُم ۱
روان شُد سویِ ما کوثَر، پُر از شیر و پُر از شِکَّر
بِدَرّان مَشکِ سَقّا را، بِزَن سنگیّ و بِشْکَن خُم ۲
یکی آهویِ جان پَرور، بَرآمَد از بیابانی
که شیرِ نَر زِبیم او، زَنَد بر ریگِ سوزانْ دُم ۳
همه مَستیم ای خواجه به روزِ عید میمانَد
دُهُلْ مَست و دُهُل زَنْ مَست و بیخودْ میزَنَد لُم لُم ۴
دَرآمَد عقلْ در میدان، سَرِ انگشت در دَندان
که با سَرمَست و با حیران، چه گفتم من که اَلْهاکُم؟ ۵
یکی عاقلْ میانِ ما به دارو هم نمییابد
دَرین زنجیرِ مَجنونان، چه مَجنون میشود مَردم ۶
به نَزدِ من یکی ساغَر، بِه از صد خانه پُرزَر
بِریزم بر تَنِ لاغَر، از آن باده یکی قُمْقُم ۷
میانِ روزه دارانْ خَوش، شرابِ عید دَرمی کَش
نه آن مَستی که شب آیی، زِ تَرسِ خَلْق چون کَزْدم ۸
بِخور بیرَطْل و بیکوزه، میی کو بِشْکَنَد روزه
نه زَانگورست و نی شیره، نی از طُزْغو، نی از گندم ۹
شرابی نی که دَرریزی، سَحَر مَخْمور بَرخیزی
دروغین است آن باده، از آن افتاده کوتَه دُم ۱۰
دَهان بَربَند و مَحْرَم شو، به کعبهیْ خامُشان میرو
پَیاپِی اَنْدَرین مَستی، نه اُشتُر جو و نی جُمْجُم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳۹ - من این ایوان نه تو را نمیدانم، نمیدانم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۱ - بنه ای سبز خنگ من، فراز آسمانها سم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.