هوش مصنوعی:
این متن به رابطهی انسان با وجودی برتر (احتمالاً خداوند) میپردازد. در جهانی بیرنگ، ما تنها آنچه را که او نشانمان داد، بودیم. سایهای از معنا داشتیم تا اینکه توجه او ما را پاک کرد. فطرت ما در دام بالزدن گرفتار بود، اما فضل او ما را از هر قید رها کرد. اعداد وجودمان تهی شد و به صفر رسیدیم، اما او از ما کاست و بر ما افزود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۷ - در عالمیکه با خود رنگی نبود ما را
در عالمیکه با خود رنگی نبود ما را
بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را ۱
مرآت معنی ما چون سایه داشت زنگی
خورشید التفاتش از ما زدود ما را ۲
پرواز فطرت ما، در دام بال میزد
آزادکرد فضلش از هر قیود ما را ۳
اعداد ما تهیکرد چندانکه صفرگشتیم
از خویشکاست اما بر ما فزود ما را ۴
بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را ۱
مرآت معنی ما چون سایه داشت زنگی
خورشید التفاتش از ما زدود ما را ۲
پرواز فطرت ما، در دام بال میزد
آزادکرد فضلش از هر قیود ما را ۳
اعداد ما تهیکرد چندانکه صفرگشتیم
از خویشکاست اما بر ما فزود ما را ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۰۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶ - جنونکی قدردانکوه و هامون میکند ما را
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - حسابی نیست با وحشت جنونکامل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.