هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق و پیچیده‌ای مانند عشق، رنج، امید و ناامیدی است. شاعر از مفاهیمی مانند محبت، تسلیم، آرزو و حیرت در برابر هستی سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمع، دریا و سایه، احساسات خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 18+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۸ - حسابی نیست با وحشت جنون‌کامل ما را

حسابی نیست با وحشت جنون‌کامل ما را
مگرلیلی به دوش جلوه بندد محمل ما را ۱

محبت بسکه بوداز جلوه مشتاقان این محفل
به‌تعمیرنگه چون شمع برد آب وگل ما را ۲

ندارد گردن تسلیم بیش از سایهٔ مویی
عبث بر ما تنک‌کردند تیغ قاتل ما را ۳

غبار احتیاج امواج دریا خشک می‌سازد
عیارکم مگیرید آبروی سایل ما را ۴

صفای دل به حیرت بست نقش پردهٔ هستی
فروغ شمع‌کام اژدها شد محفل ما را ۵

ادبگاه وفا آنگه برافشانی، چه ننگ است این
تپیدن خاک بر سرکرد آخر بسمل ما را ۶

دل از سعی امل بر وضع آرامیده می‌لرزد
مبادا دوربینی جاده سازد منزل ما را ۷

شکست آرزو زین بیش نتوان درگره بستن
گرانجانی ز هر سو بر دل ما زد دل ما را ۸

ز خشکیهای وضع عافیت تر می‌شود همت
عرق ای‌کاش در دریا نشاند ساحل ما را ۹

تمیز از سایه ممکن نیست فرق دود بردارد
به روی شعله‌گر پاشی غبارکاهل ما را ۱۰

حباب پوچ از آب گهر امیدها دارد
خداوندا به حق دل ببخشا بیدل ما را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷ - در عالمی‌که با خود رنگی نبود ما را
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - سری‌نبودبه وحشت‌زبزم‌جستن‌مارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.