هوش مصنوعی: این شعر با استفاده از استعاره‌های مختلف مانند شمشیر، موج، و سپر، مفاهیمی مانند تسلیم، شجاعت، عشق، و غرور را بررسی می‌کند. شاعر از شمشیر به عنوان نمادی از قدرت، مقاومت، و گاهی خشونت استفاده می‌کند و رابطه‌ای پیچیده بین عاشق و معشوق، جنگ و صلح، و فروتنی و غرور را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی استعاره‌ها مانند خشونت و قتل ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۸۶ - هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را

هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
می‌کندچون موج‌گوهر بی‌زبان شمشیر را ۱

سرکشی وقف تواضع‌کن‌که برگردون هلال
می‌کندگاهی سپرگاهی‌کمان شمشیر را ۲

تا به خود جنبی سپر افکندهٔ خاکی و بس
گو بیاویزد غرور از آسمان شمشیر را ۳

بسمل آهنگان‌، تسلیمت مهیا کرده‌اند
جبههٔ شوقی‌که داند آستان شمشیر را ۴

حسن تا سر داد ابرو را به قتل عاشقان
قبضه شدانگشت حیرت در دهان شمشیر را ۵

گشت از خواب‌گر‌ان چشمت به خون ما دلیر
می‌کند بیباکتر سنگ فسان شمشیر را ۶

زایل از زینت نگردد جوهر مردانگی
قبضهٔ زر از برش مانع مدان شمشیر را ۷

بر شجاعت پیشه ننگ است از تهور دم مزن
حرف جوهر برنیاید از زبان شمشیر را ۸

بسمل موج می‌ام زخمم همان خمیازه است
در لب ساغرکن ای قاتل نهان شمشیر را ۹

نوبهار عشرتم بیدل‌که با این لاغری
خون صیدم‌کرد شاخ ارغوان شمشیر را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵ - گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.