هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، بیانگر حالات روحی شاعر درگیر با عشق، حیرت، و عجز در برابر معشوق است. شاعر از درد فراق، شوق دیدار، و ناتوانی خود در بیان احساسات سخن میگوید و از معشوق طلب رحمت و توجه میکند. در نهایت، او به خودشناسی و نقش آیینهگونهٔ معشوق در شناخت خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارند.
غزل ۱۲۹ - دام یک عالم تعلقگشت حیرانی مرا
دام یک عالم تعلقگشت حیرانی مرا
عاقبتکرد این در واکرده زندانی مرا ۱
محو شوقم بوی صبح انتظاری بردهام
سردهای حیرت همان در چشم قربانی مرا ۲
جوش زخم سینهام،کیفیت چاک دلم
خرمی مفت تو ایگلگر بخندانی مرا ۳
ای ادب، سازخموشی نیز بیآهنگ نیست
همچو مژگان ساخت موسیقار حیرانی مرا ۴
مدّعمرمیکقلمچون شمعدروحشتگذشت
آشیان هم برنیاورد از پرافشانی مرا ۵
عجز همچونسایه اوجاعتباری داشتهست
کرد فرش آستانت سعی پیشانی مرا ۶
پرده ساز جنونم خامشی آهنگ نیست
ناله میگردم به هر رنگیکهگردانی مرا ۷
نالهواری سر ز جیب دل برون آوردهام
شعلهٔ شوقم، مباد ای یأس بنشانی مرا ۸
احتیاج خودشناسی جوهر آیینه نیست
من اگر خود را نمیدانم تو میدانی مرا ۹
بیدل افسون جنون شد صیقل آیینهام
آب داد آخر به رنگ اشک عریانی مرا ۱۰
عاقبتکرد این در واکرده زندانی مرا ۱
محو شوقم بوی صبح انتظاری بردهام
سردهای حیرت همان در چشم قربانی مرا ۲
جوش زخم سینهام،کیفیت چاک دلم
خرمی مفت تو ایگلگر بخندانی مرا ۳
ای ادب، سازخموشی نیز بیآهنگ نیست
همچو مژگان ساخت موسیقار حیرانی مرا ۴
مدّعمرمیکقلمچون شمعدروحشتگذشت
آشیان هم برنیاورد از پرافشانی مرا ۵
عجز همچونسایه اوجاعتباری داشتهست
کرد فرش آستانت سعی پیشانی مرا ۶
پرده ساز جنونم خامشی آهنگ نیست
ناله میگردم به هر رنگیکهگردانی مرا ۷
نالهواری سر ز جیب دل برون آوردهام
شعلهٔ شوقم، مباد ای یأس بنشانی مرا ۸
احتیاج خودشناسی جوهر آیینه نیست
من اگر خود را نمیدانم تو میدانی مرا ۹
بیدل افسون جنون شد صیقل آیینهام
آب داد آخر به رنگ اشک عریانی مرا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - بسکهوحشت کردهاست آزاد، مجنونمرا
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - داغ عشقم، نیست الفت با تنآسانی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.