هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی بیانگر احساسات عمیق ناامیدی، ضعف، و انزوا است. شاعر از ناتوانی در بیان دردها و رنج‌های خود سخن می‌گوید و به بی‌پاسخی دنیا و ناکامی‌های خود اشاره می‌کند. او از زندگی در سایه‌ی یأس و ناامیدی می‌گوید و اینکه هیچ‌کس به او توجهی ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، مضامین غم‌انگیز و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامناسب باشد.

غزل ۲۰۱ - چون صبح مجو طاقت آزارکس از ما

چون صبح مجو طاقت آزارکس از ما
کم نیست‌که ما را به درآرد نفس ازما ۱

ما قافلهٔ بی‌نفس موج سرابیم
چندین عدم آن‌سوست صدای جرس ازما ۲

مردیم به ضبط نفس ولب نگشودیم
تا بوی تظلم نبرد دادرس از ما ۳

عمری‌ست دراین انجمن ازضعف دوتاییم
خلخال رسانید به پای مگس از ما ۴

همت نزندگل به سر ناز فضولی
رنگ آینه بشکست به روی هوس ازما ۵

پر ناکس ازین مزرعهٔ یأس دمیدیم
بر چشم توقع مگذارید خس از ما ۶

درگرد خیال تو سراغی است وگرنه
چیزی دگر از ما نتوان یافت پس از ما ۷

رنگ آینهٔ الفت گل هیچ نپرداخت
قانع به دل چاک شد آخر قفس از ما ۸

ما را ننشانیدکسی بر سر رهش
بیدل تو پذیری مگر این ملتمس از ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۰ - هرجا روی ای ناله سلامی ببر ازما
گوهر بعدی:غزل ۲۰۲ - دل می‌رود و نیست کسی دادرس ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.