هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و هستی میپردازد. شاعر از حیرت در برابر جمال معشوق، درد فراق، و رازهای هستی سخن میگوید و با نگاهی عمیق به مفاهیمی چون عشق، مرگ، و سکوت میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۷ - بسکه شدحیرتپرست جلوهاتگلزارها
بسکه شدحیرتپرست جلوهاتگلزارها
گل زبرگ خویش دارد پشت بر دیوارها ۱
دل ز دام حلقهٔ زلفت چه سان آید برون
مهره را نتوانگرفتن از دهان مارها ۲
از نوای حسرت دیدار هم غافل مباش
ناله دارد بیتو مژگانم چو موسیقارها ۳
دستگاه شوخی دردند دلهای دو نیم
نیست بال ناله جز واکردن منقارها ۴
گوشهگیران غافل از نیرنگ امکان نیستند
میخورد برگوش یکسر معنی اسرارها ۵
باعث آه حزین ما همان از عشق پرس
درد میفهمد زبان نبض این بیمارها ۶
بالو پر برهمزدن بیشوخی پرواز نیست
بیتکلف نغمهخیزست اضطراب تارها ۷
ختم کردار زبانها بیسخن گردیدن است
خامشی چون شمعدارد مهراین طومارها ۸
در بیابانی که ما فکر اقامت کردهایم
میرود بر باد مانند صدا کهسارها ۹
نسخهٔ نیرنگ هستی بهکهگرداند ورق
کهنه شد ازآمد ورفت نفس تکرارها ۱۰
مردهام اما ز آسایش همان بیبهرهام
باکف خاکم هنوز آن طفل داردکارها ۱۱
بسکه بیدل با نسیمکوی او خوکردهام
میکشد طبعم چو زخماز بویگل آزارها ۱۲
گل زبرگ خویش دارد پشت بر دیوارها ۱
دل ز دام حلقهٔ زلفت چه سان آید برون
مهره را نتوانگرفتن از دهان مارها ۲
از نوای حسرت دیدار هم غافل مباش
ناله دارد بیتو مژگانم چو موسیقارها ۳
دستگاه شوخی دردند دلهای دو نیم
نیست بال ناله جز واکردن منقارها ۴
گوشهگیران غافل از نیرنگ امکان نیستند
میخورد برگوش یکسر معنی اسرارها ۵
باعث آه حزین ما همان از عشق پرس
درد میفهمد زبان نبض این بیمارها ۶
بالو پر برهمزدن بیشوخی پرواز نیست
بیتکلف نغمهخیزست اضطراب تارها ۷
ختم کردار زبانها بیسخن گردیدن است
خامشی چون شمعدارد مهراین طومارها ۸
در بیابانی که ما فکر اقامت کردهایم
میرود بر باد مانند صدا کهسارها ۹
نسخهٔ نیرنگ هستی بهکهگرداند ورق
کهنه شد ازآمد ورفت نفس تکرارها ۱۰
مردهام اما ز آسایش همان بیبهرهام
باکف خاکم هنوز آن طفل داردکارها ۱۱
بسکه بیدل با نسیمکوی او خوکردهام
میکشد طبعم چو زخماز بویگل آزارها ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶ - ای بهار جلوه بسکن کز خجالت یارها
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸ - حیرت دل گر نپردازد به ضبطکارها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.