هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا و بقا، عجز و نیاز، و سیر و سلوک معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، از رهایی از هستی مادی و رسیدن به حقیقت وجود سخن میگوید. او بر اهمیت فروتنی، عشق، و درک حضور الهی در همه جا تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۵۸ - فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست
فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست
کجا روم ز در دل که مدعا اینجاست ۱
جبین متاعم و دکان سجدهای دارم
تو نیز خاک شو، ای جستجو که جا اینجاست ۲
به گردی از ره او گر رسی مشو غافل
که التفات نگههای سرمهسا اینجاست ۳
خیال مایل بیرنگی و جهان همه رنگ
چو غنچه محو دلم بوی آشنا اینجاست ۴
ز گرد هستی اگر پاک گشتهای خوش باش
که حسن جلوهفروش است تا صفا اینجاست ۵
کسی نداد نشان ازکمال شوکت عجز
جز اینقدرکه همه سرکشی دو تا اینجاست ۶
دلیل مقصد ما بسکه ناتوانی بود
به هرکجاکه رسیدیمگفت جا اینجاست ۷
پس از مطالعهٔ نقش پا یقینم شد
که هرزهتازم و جام جهاننما اینجاست ۸
نهفت راه تلاشم عرقفشانی شرم
گل است خاک دو عالم ز بس حیا اینجاست ۹
سراغ لیلی خویش ازکه بایدم پرسید
که گرد محملم و نالهٔ درا اینجاست ۱۰
خوش آنکه سایهصفت محو آفتاب شویم
که سخت نامه سیاهیم و عفوها اینجاست ۱۱
چو چشم آینه حیرت سراغ نیرنگیم
ز خویش رفته جهانی و نقش پا اینجاست ۱۲
غبار رفته به باد سحر به گوشم گفت:
که خلق بیهده جان میکند، هوا اینجاست ۱۳
به وصل لغزش پایی رسیدهام بیدل
بیا که دادرس سعی نارسا اینجاست ۱۴
کجا روم ز در دل که مدعا اینجاست ۱
جبین متاعم و دکان سجدهای دارم
تو نیز خاک شو، ای جستجو که جا اینجاست ۲
به گردی از ره او گر رسی مشو غافل
که التفات نگههای سرمهسا اینجاست ۳
خیال مایل بیرنگی و جهان همه رنگ
چو غنچه محو دلم بوی آشنا اینجاست ۴
ز گرد هستی اگر پاک گشتهای خوش باش
که حسن جلوهفروش است تا صفا اینجاست ۵
کسی نداد نشان ازکمال شوکت عجز
جز اینقدرکه همه سرکشی دو تا اینجاست ۶
دلیل مقصد ما بسکه ناتوانی بود
به هرکجاکه رسیدیمگفت جا اینجاست ۷
پس از مطالعهٔ نقش پا یقینم شد
که هرزهتازم و جام جهاننما اینجاست ۸
نهفت راه تلاشم عرقفشانی شرم
گل است خاک دو عالم ز بس حیا اینجاست ۹
سراغ لیلی خویش ازکه بایدم پرسید
که گرد محملم و نالهٔ درا اینجاست ۱۰
خوش آنکه سایهصفت محو آفتاب شویم
که سخت نامه سیاهیم و عفوها اینجاست ۱۱
چو چشم آینه حیرت سراغ نیرنگیم
ز خویش رفته جهانی و نقش پا اینجاست ۱۲
غبار رفته به باد سحر به گوشم گفت:
که خلق بیهده جان میکند، هوا اینجاست ۱۳
به وصل لغزش پایی رسیدهام بیدل
بیا که دادرس سعی نارسا اینجاست ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۷ - یا رب امشب آن جنون آشوب جان و دل کجاست
گوهر بعدی:غزل ۴۵۹ - غلغل صبح ازل از دل عالم برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.