هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند ناپایداری زندگی، دشواری کنترل نفس، توهم عافیت، بی‌ثباتی عشق، ناتوانی انسان در برابر تقدیر، و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند حباب، مور، و شبنم، گذرا بودن و بی‌اهمیتی امور مادی را نشان می‌دهد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۴۸۶ - از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است

از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
کانچه ممکن نبود ضبط عنان نفس است ۱

در توهمکدهٔ عافیت آسودن نیست
رگ خوابی‌که به چشم تو نمودند خس است ۲

اگر این است سرانجام تلاش من و ما
عشق هم درتپش‌آباد دو روزت هوس است ۳

خلق عاجز چقدر نازکند بر اقبال
مور بیچاره اگرپر به درآرد مگس است ۴

طبعت آن نیست‌کز افلاس شکایت نکند
ساغر باده زمانی‌که تهی شد جرس است ۵

کوتهی‌کرد ز بس جامه‌ام از عریانی
آستین هم به‌کفم دامن بی‌دسترس است ۶

بسکه فرش است درین رهگذر آداب سلوک
طورافتادگی نقش قدم‌، پیش و پس است ۷

وضع مرغان‌گرفتار خوشم می‌آید
ورنه مژگان صفتم بال برون قفس است ۸

بر در دل ز ادب سجده‌کن آواز مده
صاحب خانهٔ آیینهٔ ما هیچکس است ۹

ترک هستی‌ست درین باغ طراوت بیدل
شبنم صبح همین شستن دست ازنفس است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۵ - ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
گوهر بعدی:غزل ۴۸۷ - سفله با جاه نیزهیچکس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.