هوش مصنوعی: این متن به بیان ناپایداری و موهوم بودن دنیا، رنج‌های بشری، و بی‌اعتباری قدرت و ثروت می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گلزار خونین، خواب موهوم، و طوفان صحرا، از گذرا بودن زندگی و ضرورت عبرت‌گیری از آن سخن می‌گوید. همچنین، عشق و جنون را به عنوان حقایقی فراتر از عقل مطرح می‌کند و بر بینش درونی تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند 'گلزار خونین' یا 'خرمن سوخته' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۴۸۹ - عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است

عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
رنگ این‌گلزار خون‌گردیدن دلها بس است ۱

نشئهٔ خوابی‌ که ما داربم هرجا می‌رسد
فرش مخمل‌گر نباشد بستر خارا بس است ۲

آفت دیگر نمی‌خواهد طلسم اعتبار
چون شرر برق نگاهی خرمن ما را بس است ۳

انقلاب دهر دیدی‌گوشه می‌باید گرفت
عبرت احوال‌ گوهر شورش دریا بس است ۴

می‌شود زرپن بساط شب‌، ز نور روی شمع
رونق بخت سیه پرواز رنگ ما بس است ۵

حسن‌بی‌پرواست‌، اینجا قاصدی‌درکار نیست
نامهٔ احوال مجنون طرهٔ لیلا بس است ۶

آگهی مستغنی‌ست از فکر سودای شهود
دیده ی بینا اگر نبود دل دانا بس است ۷

مطربی در بزم مستان‌گر نباشدگو مباش
نی‌نواز مجلس می‌گردن مینا بس است ۸

پیچش آهی دلیل وحشت دل می‌شود
گردبادی چین طراز دامن صحرا بس است ۹

سلطنت وهم است بیدل خاکسار عجز باش
افسر ما چون ره خوابیده نقش پا بس است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۸ - بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰ - ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.