هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه به مفاهیمی مانند عشق، رضا و تسلیم در برابر تقدیر، شکست‌های عاطفی و نیاز به هدایت معنوی می‌پردازد. شاعر از نمادهایی مانند راه عشق، نقش پا، آینه و خاک برای بیان احساسات عمیق خود استفاده می‌کند و بر اهمیت صفای باطن و عبرت‌گیری از زندگی تأکید دارند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکست عاطفی و تسلیم در برابر تقدیر ممکن است برای کودکان قابل‌درک نباشد.

غزل ۴۹۰ - ما را به راه عشق طلب رهنما بس است

ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
جایی ‌که نیست قبله‌نما نقش پا بس است ۱

جنس نگه زهرکه بود جلوه سود ما
سرمایه بهرآینه‌کسب صفا بس است ۲

ننشست اگر به پهلوی‌، ما تیر او، ز ناز
نقشی به حسرتش‌، ز نی بوربا بس است ۳

سرگشته‌ای‌ که دامن همت کشد ز دهر
بر دوش عمر چون فلکش یک ردا بس است ۴

گو سرمه عبرت آینهٔ دیده‌ها مباش
ما را خیال خاک شدن توتیا بس است ۵

یک دم زدن به خاک نشاند سپند را
هرچند ناله هیچ ندارد مرا بس است ۶

گر مدعا ز جادهٔ اوهام جستن است
یک اشک لغزش ‌تو فنا تا بقا بس است ۷

منت‌کش نسیم نشد غنچهٔ حباب
ما را همان شکسته‌ دلی دلگشا بس است ۸

آخرسری به منزل مقصود می‌کشیم
افتادگی چو جاده در این ره عصا بس است ۹

یارب مکن به بار دگر امتحان ما
برداشتیم پیش تو دست دعا بس است ۱۰

عرض شکست دل به زبان احتیاج نیست
رنگ شکسته آینهٔ حال ما بس است ۱۱

بیدل دماغ دردسر این و آن کراست
با خویش هم ا‌گر شده‌ایم آشنا بس است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۹ - عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
گوهر بعدی:غزل ۴۹۱ - هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.