هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالات درونی و عاطفی شاعر می‌پردازد که شامل تپش‌های دل، سودا، جنون، غم و شور است. شاعر از دل به عنوان منبعی از احساسات شدید و پیچیده یاد می‌کند که گاه فغان می‌کند و گاه می‌خندد. همچنین، او به رابطه‌ای عمیق بین ظاهر و باطن، خیال و واقعیت، و عشق و رنج اشاره دارد. شعر با تصاویر زیبا و استعاری، حالات روحی شاعر را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۲۰ - صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است

صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است
شام‌گردی ز جنون‌تازی سودای دل است ۱

مجمر اینجا همه‌ گوش است بر آواز سپند
آسمان خانهٔ زنبور ز غوغای دل است ۲

گه تپشگاه فغان‌، گاه جنون می‌خندد
برق ‌تازی که در آیینهٔ اخفای دل است ۳

نیست حرفی‌ که ازین نقطه نیاید بیرون
شور ساز دو جهان اسم معمای دل است ۴

نه همین اشک به توفان تپش می‌غلتد
داغ هم زورق توفانی دریای دل است ۵

شیشه بی‌خون جگر کی‌ گذرد از سر جام
چشم حیرت‌زده‌ام آبلهٔ پای دل است ۶

حسن بی‌پرده و من سر به‌ گریبان خیال
اینکه منع نگهم می‌کند ایمای دل است ۷

نوبهاری عجب از وهم خزن باخته‌ام
غم امروز من اندیشهٔ فردای دل است ۸

ظرف و مظروف خیال آینهٔ یکدگرند
هرکجا از تو تهی نیست همان جای دل است ۹

نیست جز بیخری راحلهٔ ریگ روان
رفتن از دست به ذوق طلبت پای دل است ۱۰

کس به تسخیر نفس صرفهٔ تدبیر ندید
به هوس دام مچین وحشی صحرای دل است ۱۱

بیدل احیای معانی به خموشی کردم
نفس سوخته اعجاز مسیحای دل است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۹ - داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
گوهر بعدی:غزل ۵۲۱ - چشم بیدار طرب مایهٔ سامان‌گل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.